پرش به محتوای اصلی
فیض کاشانی فیض کاشانی

قصاید

توبه آدم و قبول آن

آدم قبول کرد و دگر توبه تازه کرد

از روی عجز و گفت که اغفر ذنوبنا

پس نام مصطفا به زبان راند و مرتضی

آنگاه نام فاطمه آن زبدة النسا

نام حسن بگفت و حسین و شمردشان

تا چارده تمام شد از آل مصطفا

حق نیز لطف کرد و نوازش نمود و باز

بودش به جای خویش و فزودش در اصطفا

آنچش ز راه برد هم آن راهبر شدش

زانجا که در دخالت از آنجا شدش دوا

کردش خلیفه خود و تعلیم او نمود

اسماش با مظاهر از عرش تا ثرا

ادامه‌ی قصاید

  1. عهد و میثاق بندگان با خدا در عالم ذرپس دست قدرت از قِبَلِ حق نهاده شد
  2. قصیدهٔ ۲ - در قائم بودن جهان به وجود امام زمان علیه السلامسماء و ارض و ملائک نجوم و شمس و قمر
  3. قصیدهٔ ۳ - بشارت به ظهور مهدى موعود و منقبت آن زبده موجودمژده آمد از قدوم آنکه دل جویای اوست
همه‌ی قصاید ←

فیض کاشانی درباره‌ی فیض کاشانی

ملا محمد محسن فیض کاشانی شاعر قرن یازدهم و معاصر با شاه عباس دوم بوده است. او در سال ۱۰۰۷ هجری قمری در کاشان متولد شد و پس از پایان مقدمات علوم و دانشهای زمان خویش به شیراز رفت و به حلقهٔ شاگردان ملاصدرا پیوست و سرانجام با دختر وی ازدواج نمود. وی از علمای بزرگ عهد خویش محسوب می‌شده و تألیفاتی در علوم عقلیه و نقلیه و...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.