پرش به محتوای اصلی
فیض کاشانی فیض کاشانی

قصاید

قصیدهٔ ۱ - آفرینش ارواح ائمه هدى و قصه حضرت آدم و حوا

ارواح در ازل به سراپرده بقا

بودند متحد همه بر ذروه علا

این ‏جان ما که هست در این خاکدان غریب

آسوده بود در حرم پاک کبریا

آزاده بود از پس و پیش زمان و وقت

فارغ ز احتجاب حضور مکان و جا

از تن اثر نبود در اطوار آب و گل

از دل خبر نه از اثر آتش و هوا

بودیم غرق نور مجرد ز قید تن

بودیم در حضور منزه ز اختفا

از باده ظهور لقای حبیب مست

فارغ ز خویش و محو در اطوار کبریا

مدهوش حسن ساقی خمخانه الست

بیهوش نشأه می بی‏ساغر بلی‏

اول کسی که جلوه نمود از حجاب غیب

بگشود بر رخش در ایجاد را خدا

قفل از در خزانه به نامش گشوده شد

گردید جلوه ‏گر ز سراپرده خفا

نور محمد و علی و اهلبیت بود

در کار آفرینش از ایشان شد ابتدا

ادامه‌ی قصاید

  1. امتیاز شیعیان اهل بیتدر گوش شیعه چون ز ثناشان صدا رسید
  2. درباره خلقت حضرت آدم‏چون نوبت وجود به ابدان ما رسید
  3. سجده فرشتگان و سرکشى ابلیسپس امر شد ملائکه را سجده آورید
  4. تماس آدم با حواآدم چو دید صورت زیبای دلفریب
  5. نهى از خوردن میوه درخت ممنوع‏پس از جناب قدس رسیدش بشارتی
  6. درخت ممنوع درخت علم بودآدم چو دید مکرمت و سجده و بهشت
  7. درخت علم مخصوص اهلبیت عصمت بودآدم ز حسن و بهجت آن در شگفت ماند
  8. عظمت مقام ائمه هدى (ع)آدم ز رشک کرد تمنای علمشان
همه‌ی قصاید ←

فیض کاشانی درباره‌ی فیض کاشانی

ملا محمد محسن فیض کاشانی شاعر قرن یازدهم و معاصر با شاه عباس دوم بوده است. او در سال ۱۰۰۷ هجری قمری در کاشان متولد شد و پس از پایان مقدمات علوم و دانشهای زمان خویش به شیراز رفت و به حلقهٔ شاگردان ملاصدرا پیوست و سرانجام با دختر وی ازدواج نمود. وی از علمای بزرگ عهد خویش محسوب می‌شده و تألیفاتی در علوم عقلیه و نقلیه و...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.