پرش به محتوای اصلی
فیض کاشانی فیض کاشانی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۷۲۱

نیست چو من واپسی در همه واپسان

چو نیست من بیکسی در همه بیکسان

واپسی من ببین بیکسی من ببین

همرهیت کرده پس پیشروان واپسان

هم تو دهی نعمت و هم تو تمامش کنی

ره تو نمودی مرا هم تو بمنزل رسان

در همه دیدم بسی هیچ ندیدم کسی

کرد روانم ملول دیدن این ناکسان

نیست درین دیر کس تا شودم هم نفس

همنفس من تو باش ای تو کس بیکسان

تا که نمیرد دلم از نفس سرد غیر

نفخهٔ گرم از دمت دم بدمم میرسان

غیر خدا هیچکس مونس جان تو نیست

دست توقع بکش فیض ز خیر کسان

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۷۲۳ای باد صبا سلام یاران برسان
  2. غزل شمارهٔ ۷۲۴در سرم عشق تو ای یار همانست همان
  3. غزل شمارهٔ ۷۲۵گذر کن ای صبا در کوی جانان
  4. غزل شمارهٔ ۷۲۶چشم جانرا ضیاست این دیوان
  5. غزل شمارهٔ ۷۲۷تا چند بر باطل نهی ایدل مدار خویشتن
  6. غزل شمارهٔ ۷۲۸منگر تو در روی بتان بهر هوای خویشتن
  7. غزل شمارهٔ ۷۲۹به نثر اگر چه توان گوهر سخن سفتن
  8. غزل شمارهٔ ۷۳۰با دل من جلو گلزار میگوید سخن
همه‌ی غزلیات ←

فیض کاشانی درباره‌ی فیض کاشانی

ملا محمد محسن فیض کاشانی شاعر قرن یازدهم و معاصر با شاه عباس دوم بوده است. او در سال ۱۰۰۷ هجری قمری در کاشان متولد شد و پس از پایان مقدمات علوم و دانشهای زمان خویش به شیراز رفت و به حلقهٔ شاگردان ملاصدرا پیوست و سرانجام با دختر وی ازدواج نمود. وی از علمای بزرگ عهد خویش محسوب می‌شده و تألیفاتی در علوم عقلیه و نقلیه و...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.