پرش به محتوای اصلی
فیض کاشانی فیض کاشانی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۷۲۰

ای که درد مرا توئی درمان

ای که راه مرا توئی پایان

کمر خدمتت بدل بستم

هرچه گوئی بجان برم فرمان

داده‌ام تن بخدمت تو بدل

داده‌ام دل بطاعت تو بجان

هرچه خواهی بیار بر سر من

یکدمم از درت ولیک مران

بخیال تو زنده است این سر

بهوای تو زنده است این جان

گر نه در سر خیال تست مقیم

ورنه در جان هوای تست روان

نیستم من به جز تن بی سر

نیستم غیر قالب بی جان

یکدم ار وصل تو دهد دستم

میدهم در بهاش جان و جهان

نه جهان خواهم و نه جان جانا

هم جهان فیض را توئی هم جان

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۷۲۲گاه شود جلوه‌گر مهر رخش در کسان
  2. غزل شمارهٔ ۷۲۳ای باد صبا سلام یاران برسان
  3. غزل شمارهٔ ۷۲۴در سرم عشق تو ای یار همانست همان
  4. غزل شمارهٔ ۷۲۵گذر کن ای صبا در کوی جانان
  5. غزل شمارهٔ ۷۲۶چشم جانرا ضیاست این دیوان
  6. غزل شمارهٔ ۷۲۷تا چند بر باطل نهی ایدل مدار خویشتن
  7. غزل شمارهٔ ۷۲۸منگر تو در روی بتان بهر هوای خویشتن
  8. غزل شمارهٔ ۷۲۹به نثر اگر چه توان گوهر سخن سفتن
همه‌ی غزلیات ←

فیض کاشانی درباره‌ی فیض کاشانی

ملا محمد محسن فیض کاشانی شاعر قرن یازدهم و معاصر با شاه عباس دوم بوده است. او در سال ۱۰۰۷ هجری قمری در کاشان متولد شد و پس از پایان مقدمات علوم و دانشهای زمان خویش به شیراز رفت و به حلقهٔ شاگردان ملاصدرا پیوست و سرانجام با دختر وی ازدواج نمود. وی از علمای بزرگ عهد خویش محسوب می‌شده و تألیفاتی در علوم عقلیه و نقلیه و...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.