پرش به محتوای اصلی
فیض کاشانی فیض کاشانی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۷۲۴

در سرم عشق تو ای یار همانست همان

در دلم حسرت دیدار همانست همان

شعله آتش سودای تو در سر باقیست

دل سوزان شرربار همانست همان

غم و اندوه فراق تو همانست که بود

زاری دیده خونبار همانست همان

در دلم صبر دگر نیست همین بود همین

جورت ای شوخ جفا کار همانست همان

تیر مژگانت همان خون دلم می‌ریزد

ستم غمزهٔ خونخوار همانست همان

چشم مست تو همان راهزن دین و دلست

فتنهٔ نرگس خمار همانست همان

شربت نوش دهان تو همان روح افزاست

هم دوای من بیمار همانست همان

شیوهٔ ناز و تغافل که تو را بود بجاست

ستم و جور ز اغیار همانست همان

دمبدم عشق توام رو به ترقی دارد

زان‌که حسن تو در این کار همانست همان

دیدهٔ فیض به وصلت نگرانست هنوز

حسرت چشم گهربار همانست همان

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۷۲۶چشم جانرا ضیاست این دیوان
  2. غزل شمارهٔ ۷۲۷تا چند بر باطل نهی ایدل مدار خویشتن
  3. غزل شمارهٔ ۷۲۸منگر تو در روی بتان بهر هوای خویشتن
  4. غزل شمارهٔ ۷۲۹به نثر اگر چه توان گوهر سخن سفتن
  5. غزل شمارهٔ ۷۳۰با دل من جلو گلزار میگوید سخن
  6. غزل شمارهٔ ۷۳۱با دلم گلزار می‌گوید سخن
  7. غزل شمارهٔ ۷۳۲بلبل از گلزار میگوید سخن
  8. غزل شمارهٔ ۷۳۳ذرهٔ درد بر آن مایهٔ درمان بردن
همه‌ی غزلیات ←

فیض کاشانی درباره‌ی فیض کاشانی

ملا محمد محسن فیض کاشانی شاعر قرن یازدهم و معاصر با شاه عباس دوم بوده است. او در سال ۱۰۰۷ هجری قمری در کاشان متولد شد و پس از پایان مقدمات علوم و دانشهای زمان خویش به شیراز رفت و به حلقهٔ شاگردان ملاصدرا پیوست و سرانجام با دختر وی ازدواج نمود. وی از علمای بزرگ عهد خویش محسوب می‌شده و تألیفاتی در علوم عقلیه و نقلیه و...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.