پرش به محتوای اصلی
فیض کاشانی فیض کاشانی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۷۲۲

گاه شود جلوه‌گر مهر رخش در کسان

صوفی از آن در هواش چرخ زند ذره سان

گفت نبی اطلبوا جاحتکم عندهم

قبله ما زانسبب گشت وجوه خسان

زاهد کی خیره سر منع کند از نظر

چشم ندارد مگر آه از این ناکسان

چهره دلها کند ریش بچنگال پند

کرده زره ریش را کرده سپر طیلسان

ترس خدا کن سپر عشوهٔ دنیا مخر

صیغه و مرد خدا جیفه و این کرکسان

پیرو غولان مشو و ز پی دیوان مرو

دست بدار از هوس پای بکش از خسان

ای خنگ آنکو گرفت بار کسان را بدوش

وای بر آنکو نهاد بار بدوش کسان

گر ندهی تن ببار زار کشندت بدار

کرد خدا اغنیا بارکش مفلسان

فیض بهستی گرو همچون کرانان مشو

بار که بر دوش تست زود بمنزل رسان

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۷۲۴در سرم عشق تو ای یار همانست همان
  2. غزل شمارهٔ ۷۲۵گذر کن ای صبا در کوی جانان
  3. غزل شمارهٔ ۷۲۶چشم جانرا ضیاست این دیوان
  4. غزل شمارهٔ ۷۲۷تا چند بر باطل نهی ایدل مدار خویشتن
  5. غزل شمارهٔ ۷۲۸منگر تو در روی بتان بهر هوای خویشتن
  6. غزل شمارهٔ ۷۲۹به نثر اگر چه توان گوهر سخن سفتن
  7. غزل شمارهٔ ۷۳۰با دل من جلو گلزار میگوید سخن
  8. غزل شمارهٔ ۷۳۱با دلم گلزار می‌گوید سخن
همه‌ی غزلیات ←

فیض کاشانی درباره‌ی فیض کاشانی

ملا محمد محسن فیض کاشانی شاعر قرن یازدهم و معاصر با شاه عباس دوم بوده است. او در سال ۱۰۰۷ هجری قمری در کاشان متولد شد و پس از پایان مقدمات علوم و دانشهای زمان خویش به شیراز رفت و به حلقهٔ شاگردان ملاصدرا پیوست و سرانجام با دختر وی ازدواج نمود. وی از علمای بزرگ عهد خویش محسوب می‌شده و تألیفاتی در علوم عقلیه و نقلیه و...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.