پرش به محتوای اصلی
فیض کاشانی فیض کاشانی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۵۷۴

ما مستانیم بی می و جام

خمها نوشیم بی لب و کام

بی نغمه و صوت می‌سرائیم

سیر دو جهان کنیم بی‌گام

پیوسته بگرد دوست گردیم

نی سرداریم و نی سرانجام

سودا زدگان کوی عشقیم

در ما نسرشته‌اند آرام

نی وصل بکام دل نه هجران

ما سوخته‌ایم و کار ما خام

صید عشقیم و هست در خاک

این چرخ که کشته بهر مادام

مارا روزی که می‌سرشتند

طشت مستی فتاد از بام

شیدای ترا چکار با ننگ

رسوای غمت چه میکند نام

در وصف نعال عاشقان فیض

صافی طبعیست دردی آشام

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۵۷۶منم که شیفتهٔ زلف تو ببوی توام
  2. غزل شمارهٔ ۵۷۷از بوی می عشق برنگ آمده‌ام
  3. غزل شمارهٔ ۵۷۸از کش مکش خرد بتنگ آمده‌ام
  4. غزل شمارهٔ ۵۷۹در دل توئی در جان توئی ای مونس دیرینه‌ام
  5. غزل شمارهٔ ۵۸۰میدمد هر دم خیالت روحی اندر قالبم
  6. غزل شمارهٔ ۵۸۱گه جلوه لاهوت دهد جام شرابم
  7. غزل شمارهٔ ۵۸۲تا بعشق تو جان و دل بستم
  8. غزل شمارهٔ ۵۸۳کبیره‌ایست که خود را گمان کنم هستم
همه‌ی غزلیات ←

فیض کاشانی درباره‌ی فیض کاشانی

ملا محمد محسن فیض کاشانی شاعر قرن یازدهم و معاصر با شاه عباس دوم بوده است. او در سال ۱۰۰۷ هجری قمری در کاشان متولد شد و پس از پایان مقدمات علوم و دانشهای زمان خویش به شیراز رفت و به حلقهٔ شاگردان ملاصدرا پیوست و سرانجام با دختر وی ازدواج نمود. وی از علمای بزرگ عهد خویش محسوب می‌شده و تألیفاتی در علوم عقلیه و نقلیه و...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.