پرش به محتوای اصلی
فیض کاشانی فیض کاشانی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۷۳

دل ز اغیار ، پاک خواهم کرد

لشگر غم هلاک خواهم کرد

خون دل را ز دیده خواهم ریخت

سینه بهر تو پاک خواهم کرد

از طرب باز قصه خواهم گفت

غصه را غصه ناک خواهم کرد

چیک چیک کباب دل تا کی

سینه را چاک چاک خواهم کرد

زان لب و چشم مست خواهم شد

حلقه در گوش تاک خواهم کرد

عاقبت جان بوصل خواهم داد

بر سر هجر خاک خواهم کرد

بهر آن تا نجات یابد فیض

خویشتن را هلاک خواهم کرد

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۷۵توانی گر درین ره ترک جان کرد
  2. غزل شمارهٔ ۲۷۶گر یار بما رخ ننماید چه توان کرد
  3. غزل شمارهٔ ۲۷۷دل را غمگین نمی‌توان کرد
  4. غزل شمارهٔ ۲۷۸یاد باد آنکه اثر در دل شیدا می‌کرد
  5. غزل شمارهٔ ۲۷۹یاد آن روز که از زلف گره وا می‌کرد
  6. غزل شمارهٔ ۲۸۰به کوی سرّ قدر گر گذر توانی کرد
  7. غزل شمارهٔ ۲۸۱شور عشقی گر که دلرا بر سر کار آورد
  8. غزل شمارهٔ ۲۸۲همه را خود نوازد و سازد
همه‌ی غزلیات ←

فیض کاشانی درباره‌ی فیض کاشانی

ملا محمد محسن فیض کاشانی شاعر قرن یازدهم و معاصر با شاه عباس دوم بوده است. او در سال ۱۰۰۷ هجری قمری در کاشان متولد شد و پس از پایان مقدمات علوم و دانشهای زمان خویش به شیراز رفت و به حلقهٔ شاگردان ملاصدرا پیوست و سرانجام با دختر وی ازدواج نمود. وی از علمای بزرگ عهد خویش محسوب می‌شده و تألیفاتی در علوم عقلیه و نقلیه و...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.