پرش به محتوای اصلی
فیض کاشانی فیض کاشانی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۷۲

دم بدم از تو یاد خواهم کرد

هوش جانرا زیاد خواهم کرد

دستم از وصل چون شود کوتاه

دل بیاد تو شاد خواهم کرد

تا که از خود شود فراموشم

لطف و قهر تو یاد خواهم کرد

هم ز دام فراق خواهم جست

هم شکار مراد خواهم کرد

زاد عقبای جان من عشقست

زاد جان را ز یاد خواهم کرد

دم بدم عشق تازه گر نبود

بچه تحصیل زاد خواهم کرد

ناله را سر بکوه خواهم داد

از غم هجر داد خواهم کرد

فیض را درد عشق میسازد

دل بدین درد شاد خواهم کرد

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۷۴چو نقاش ازل طرح جهان کرد
  2. غزل شمارهٔ ۲۷۵توانی گر درین ره ترک جان کرد
  3. غزل شمارهٔ ۲۷۶گر یار بما رخ ننماید چه توان کرد
  4. غزل شمارهٔ ۲۷۷دل را غمگین نمی‌توان کرد
  5. غزل شمارهٔ ۲۷۸یاد باد آنکه اثر در دل شیدا می‌کرد
  6. غزل شمارهٔ ۲۷۹یاد آن روز که از زلف گره وا می‌کرد
  7. غزل شمارهٔ ۲۸۰به کوی سرّ قدر گر گذر توانی کرد
  8. غزل شمارهٔ ۲۸۱شور عشقی گر که دلرا بر سر کار آورد
همه‌ی غزلیات ←

فیض کاشانی درباره‌ی فیض کاشانی

ملا محمد محسن فیض کاشانی شاعر قرن یازدهم و معاصر با شاه عباس دوم بوده است. او در سال ۱۰۰۷ هجری قمری در کاشان متولد شد و پس از پایان مقدمات علوم و دانشهای زمان خویش به شیراز رفت و به حلقهٔ شاگردان ملاصدرا پیوست و سرانجام با دختر وی ازدواج نمود. وی از علمای بزرگ عهد خویش محسوب می‌شده و تألیفاتی در علوم عقلیه و نقلیه و...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.