پرش به محتوای اصلی
فیاض لاهیجی فیاض لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۶۷۴

گریه از بیم تو شد در دل بی‌تاب گره

بر سر هر مژه‌ام قطرة سیماب گره

احتیاط سر زلف تو بنازم که زَدَست

دل بی‌تاب مرا بر سر هر تاب گره

بس که در خوابگه عیش به خود می‌پیچم

شده هر مو به تن بستر سنجاب گره

از دم تیغ اجل اهل فنا آزادند

حسرت این رمه شد در دل قصّاب گره

درِ صد گنج قناعت به رخت باز و ز حرص

قفل امّید تو در خاطر هر باب گره

نیست جوهر که به یاد لب ما تشنه لبان

شده شمشیر ستم را به گلو آب گره

در دل خون شده فیّاض جدا از تبریز

شده چون قطرة خون حسرت سرخاب گره

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۶۷۶تو شمع بزم خوبانی مشو یکرو به پروانه
  2. شمارهٔ ۶۷۷ای که عاشق نیستی پا در حریم ما منه
  3. شمارهٔ ۶۷۸دعوت عشق است اینکه بار نیابی
  4. شمارهٔ ۶۷۹دوش کردی پرسش گرمی که جانم سوختی
  5. شمارهٔ ۶۸۰ز اوج عشق نداریم مطلب دگری
  6. شمارهٔ ۶۸۱بزم عشق است سبک پا به میان نگذاری
  7. شمارهٔ ۶۸۲نظرباز صف مژگانش با خنجر کند بازی
  8. شمارهٔ ۶۸۳عجب عجب که تو عاشق ز بلهوس نشناسی
همه‌ی غزلیات ←

فیاض لاهیجی درباره‌ی فیاض لاهیجی

ملا عبدالرزاق علی بن حسین لاهیجی متخلص به فیاض (درگذشتهٔ ۱۰۷۲ قمری) از متکلمان مسلمان و شیعه، صاحب تألیفاتی چون گوهر مراد، سرمایه ایمان و شوارق الالهام است. او و فیض کاشانی شاگرد و داماد ملاصدرا بودند. میان فیاض و فیض دوستی برقرار بود. او از فیض با احترام یاد می‌کند و گاهی با عنوان «بعض افاضل اخواننا الالهیین» نام می‌...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.