فهرست اشعار
- شمارهٔ ۱ - در مدح یمین الدوله سلطان محمود بن ناصر الدین سبکتگین غزنوی بر آمد پیلگون ابری ز روی نیلگون دریا
- شمارهٔ ۲ - مدح خواجه عمید ابومنصور سیداسعد گوید نیگلون پرده برکشید هوا
- شمارهٔ ۳ - در مدح امیر محمدبن محمود بن سبکتگین دوست دارم کودک سیمینبرِ بیجاده لب
- شمارهٔ ۴ - در مدح امیر ابواحمد محمد بن محمود بن ناصرالدین سبکتگین تا ببردی از دل و از چشم من آرام و خواب
- شمارهٔ ۵ - در تهنیت ولادت پسری از امیر ابویعقوب یوسف برادرسلطان محمود سپیده دم که هوا بر درید پرده شب
- شمارهٔ ۶ - در مدح امیرابویعقوب یوسف بن سبکتگین گوید چو سیر گشت سر نرگس غنوده ز خواب
- شمارهٔ ۷ - در مدح امیر ابویعقوب یوسف بن ناصرالدین سبکتگین باغ دیبا رخ پرند سلب
- شمارهٔ ۸ - در مدح عضد الدوله امیر یوسف، برادر سلطان محمود روزه از خیمهٔ ما دوش همی شد بشتاب
- شمارهٔ ۹ - در مدح خواجه جلیل عبدالرزاق بن احمدبن حسن میمندی ز آفتاب جدا بود ماه چندین شب
- شمارهٔ ۱۰ - در مدح یمین الدولة سلطان محمود بن سبکتگین گوید ای ملک گیتی گیتی تر است
- شمارهٔ ۱۱ - در صفت گوی بازی سلطان و مهمان شدنش بخانه یکی از فرزندان ای فعل تو ستوده و گفتارهات راست
- شمارهٔ ۱۲ - در مدح امیر ابویعقوب عضدالدوله یوسف بن ناصرالدین گر چون تو بترکستان ای ترک نگاریست
- شمارهٔ ۱۳ - در مدح خواجه بزرگ احمد بن حسن میمندی گوید ای وعده تو چون سر زلفین تو نه راست
- شمارهٔ ۱۴ - در مدح میر ابوالفتح فرزند سید الوزراء احمد بن حسن میمندی من ندانم که عاشقی چه بلاست
- شمارهٔ ۱۵ - در مدح ابوالحسن علی بن الفضل بن احمد معروف به حجاج ترک من بر دل من کامروا گشت و رواست
- شمارهٔ ۱۶ - در مدح خواجه ابوبکر حصیری گوید دل آن ترک نه اندر خور سیمین بر اوست
- شمارهٔ ۱۷ - در مدح یمین الدوله سلطان محمود غزنوی گوید همی تا خسرو غازی خداوند جهان باشد
- شمارهٔ ۱۸ - در ذکر مراجعت سلطان محمود از فتح سومنات گوید یمین دولت شاه زمانه با دل شاد
- شمارهٔ ۱۹ - در دعای به سلطان محمود غزنوی گوید چندانکه جهانست ملک شاه جهان باد
- شمارهٔ ۲۰ - در صفت شراب خوردن سلطان محمدبن محمود غزنوی خسرو می خواست هم از بامداد
- شمارهٔ ۲۱ - در تقاضا و مدح محمدبن محمودبن ناصر الدین گوید ای همه ساله زخوی تو دل سلطان شاد
- شمارهٔ ۲۲ - در مدح سلطان محمد بن سلطان محمود هر روز مرا عشق نگاری بسر آید
- شمارهٔ ۲۳ - در تهنیت جلوس سلطان محمد پس از سلطان محمود گوید هر که بود از یمین دولت شاد
- شمارهٔ ۲۴ - در مدح خواجه عبد الرزاق بن احمد بن حسن میمندی گوید ای دل من ترا بشارت باد
- شمارهٔ ۲۵ - در مدح خواجه ابوبکر حصیری ندیم سلطان محمود عاشقان را خدای صبر دهاد
- شمارهٔ ۲۶ - در مدح خواجه ابوبکر حصیری ای پسر گر دل من کرد همی خواهی شاد
- شمارهٔ ۲۷ - در تهنیت خلعت وزارت گوید ای دل میر اولیا بتو شاد
- شمارهٔ ۲۸ - در مدح خواجه ابوعلی حسنک میکال نیشابوری از باغ باد بوی گل آورد بامداد
- شمارهٔ ۲۹ - در تهنیت جشن سده و مدح وزیر گوید گر نه آیین جهان از سر همی دیگر شود
- شمارهٔ ۳۰ - در ذکر مراجعت سلطان محمود از هندوستان و فتح ثانی قوی کننده دین محمد مختار
- شمارهٔ ۳۱ - در صفت باغ نو و کاخ ومجلس و دریاچه کاخ سلطان محمود گوید بفرخنده فال و بفرخنده اختر
- شمارهٔ ۳۲ - در صفت لشکر سلطان محمود و خلعت دادن بدانان هر سپاهی را که چون محمود باشد شهریار
- شمارهٔ ۳۳ - درمعنی عشق گوید مرا، دی عاشقی گفت ای سخنور
- شمارهٔ ۳۴ - درمدح یمین الدوله محمود بن ناصرالدین و ذکر غزوات و فتوحات او در گنگ بهار تازه دمید ای بروی رشک بهار
- شمارهٔ ۳۵ - در ذکر سفر سومنات و فتح آنجا و شکستن منات و رجعت سلطان گوید فسانه گشت و کهن شد حدیثِ اسکندر
- شمارهٔ ۳۶ - در مدح سلطان محمود و ذکر شکار او گوید ای مبارک پی جهاندار و همایون شهریار
- شمارهٔ ۳۷ - در ذکر شکار جرگه سلطان محمود پس از بازگشت از جنگ ای ز کار آمده و روی نهاده به شکار
- شمارهٔ ۳۸ - در شکر گزاری از اسبی که سلطان محمود داده است ای آنکه همی قصه من پرسی هموار
- شمارهٔ ۳۹ - در مدح سلطان محمود بن ناصر الدین گوید بخندد همی باغ چون روی دلبر
- شمارهٔ ۴۰ - درمدح یمین الدوله محمود بن ناصرالدین و ذکر فتوحات او گوید سال و ماه نیک و روز خرم و فرخ بهار
- شمارهٔ ۴۱ - این قصیده مصنوعه را در مدح سلطان محمود گفته است پار آن اثر مشک نبودهست پدیدار
- شمارهٔ ۴۲ - در ذکر وفات سلطان محمود و رثاء آن پادشاه گوید شهر غزنی نه همانست که من دیدم پار
- شمارهٔ ۴۳ - در مدح سلطان محمد بن سلطان محمودبن ناصر الدین سبکتگین گوید عشق خوشست ار مساعدت بود از یار
- شمارهٔ ۴۴ - در مدح امیر محمد بن محمود بن ناصر الدین گوید ای زینهارخوار بدین روزگار
- شمارهٔ ۴۵ - در عذر لاغری معشوق و توصیف لاغری و مدح امیر محمد بن محمود گوید دل من لاغر کی دارد شاهد کردار
- شمارهٔ ۴۶ - در مدح امیر ابو احمد محمدبن محمود غزنوی دی ز لشکرگه آمد آن دلبر
- شمارهٔ ۴۷ - در مدح میر ابواحمد محمدبن محمود بن ناصر الدین و وصف شکارگاه چهار چیز گزین بود خسروان را کار
- شمارهٔ ۴۸ - در تهنیت عید فطر و مدح امیر محمد بن محمود گوید رمضان رفت و رهی دور گرفت اندر بر
- شمارهٔ ۴۹ - تجدید مطلع ای دریغا دل من کان صنم سیمین بر
- شمارهٔ ۵۰ - در وصف بهار و مدح ابواحمد محمدبن محمود بن سبکتگین مرحبا ای بلخ بامی همره باد بهار
- شمارهٔ ۵۱ - در مدح سلطان محمد بن سلطان محمود غزنوی گوید شبی گذاشته ام دوش خوش به روی نگار
- شمارهٔ ۵۲ - در مدح امیر ابواحمد محمدبن محمود غزنوی گوید ای دل تو چه گویی که زمن یاد کند یار
- شمارهٔ ۵۳ - در مدح امیر محمد بن محمود بن ناصر الدین سبکتگین گوید مرا چه وقت خزان و چه روزگار بهار
- شمارهٔ ۵۴ - در صفت شکار جرگه میر ابواحمد محمدبن محمود گوید با من امروز که بوده ست بدین دشت اندر
- شمارهٔ ۵۵ - در مدح امیر ابواحمد محمد بن محمود گوید نبود عاشقی امسال مر مرا در خور
- شمارهٔ ۵۶ - در مدح امیر ابواحمد محمد بن محمود بن ناصر الدین سبکتگین گوید ای از در دیدار پدید آی و پدید آر
- شمارهٔ ۵۷ - در مدح امیر محمد فرزند سلطان محمود غزنوی گوید ای سرا پای سرشته ز می و شیر وشکر
- شمارهٔ ۵۸ - در مدح امیرابواحمد محمد بن محمود غزنوی گوید ای دل نا شکیب مژده بیار
- شمارهٔ ۵۹ - در مدح امیر ابو یعقوب یوسف بن ناصرالدین سپاهسالار دوش متواریک بوقت سحر
- شمارهٔ ۶۰ - نیز در مدح امیر یوسف سپهسالار گوید سروی گر سرو ماه دارد بر سر
متن اشعار به نقل از گنجور.