پرش به محتوای اصلی
فرخی سیستانی فرخی سیستانی

قصاید

شمارهٔ ۱۱ - در صفت گوی بازی سلطان و مهمان شدنش بخانه یکی از فرزندان

ای فعل تو ستوده و گفتارهات راست

دایم ترا بفضل و بآزادگی هواست

از کوشش تو شاه، بهر جای هیبتست

وز بخشش تو میر بهر خانه یی نواست

فضل ترا همی نبود منتهی پدید

آنرا که از شماره برون شد چه منتهاست

چوگان زدی بشادی با بندگان خویش

چوگان زدن ز خلق جهان مر ترا سزاست

گوی ترا ستاره نیایش کندهمی

گوید که قدر و منزلت و مرتبت تراست

من خواهمی که چون تو بمیدان شتابمی

کانجای جای مرتبت و عز و کبریاست

گر اختیار مابود آنجای جای ماست

آنجایگاه بودن ما نه بدست ماست

گوی تو بر ستاره شرف دارد ای امیر

گوی به از ستاره، به جز مر ترا کراست

این جاه و این شرف ز تو گوی ترا فزود

تو آگهی که این سخن بنده است راست

پیدا بود که گوی ترا تا کجاست قدر

پیدا بود که گوی ترا تا کجا بهاست

گویی بخدمت تو بدین جایگه رسید

گو را بر آسمان سخن افتاد و نام خاست

گرماکه بندگان تو باشیم بگذریم

از آسمان بمنزلت و مرتبت رواست

آنکس که بنده تو شد ای شاه بنده نیست

آنکس که بنده تو شد ای شاه پادشاست

ای میزبان لشکر سلطان و آن خویش

امروز میزبان چو تو اندر جهان کجاست

مهمان تو به خوان تو برحق گمان برد

گوید که از خدای مرا این شرف عطاست

چون بنگرد بزرگی بیند بدست چپ

چون بنگرد سعادت بیند بدست راست

تا این سمای روی گشاده نه چون زمی است

تا این زمین باز کشیده نه چون سماست

اندر جهان تو باش او پدر میزبان خلق

کاین عادت از ملوک جهان خاصه شماست

ادامه‌ی قصاید

  1. شمارهٔ ۱۳ - در مدح خواجه بزرگ احمد بن حسن میمندی گویدای وعده تو چون سر زلفین تو نه راست
  2. شمارهٔ ۱۴ - در مدح میر ابوالفتح فرزند سید الوزراء احمد بن حسن میمندیمن ندانم که عاشقی چه بلاست
  3. شمارهٔ ۱۵ - در مدح ابوالحسن علی بن الفضل بن احمد معروف به حجاجترک من بر دل من کامروا گشت و رواست
  4. شمارهٔ ۱۶ - در مدح خواجه ابوبکر حصیری گویددل آن ترک نه اندر خور سیمین بر اوست
  5. شمارهٔ ۱۷ - در مدح یمین الدوله سلطان محمود غزنوی گویدهمی تا خسرو غازی خداوند جهان باشد
  6. شمارهٔ ۱۸ - در ذکر مراجعت سلطان محمود از فتح سومنات گویدیمین دولت شاه زمانه با دل شاد
  7. شمارهٔ ۱۹ - در دعای به سلطان محمود غزنوی گویدچندانکه جهانست ملک شاه جهان باد
  8. شمارهٔ ۲۰ - در صفت شراب خوردن سلطان محمدبن محمود غزنویخسرو می خواست هم از بامداد
همه‌ی قصاید ←

فرخی سیستانی درباره‌ی فرخی سیستانی

ابوالحسن علی بن جولوغ فرخی سیستانی شاعر بزرگ ایرانی اواخر سدهٔ چهارم و اوایل سدهٔ پنجم هجری قمری است. وی علاوه بر تسلط بر شعر و ادب در موسیقی نیز مهارت داشت و بدین وسیله توانست به دربار ابوالمظفر شاه چغانیان و سپس به دربار سلطان محمود غزنوی راه یابد و منزلتی والا بدست آورد. فرخی را یکی از بهترین قصیده‌سرایان ایرانی می‌...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.