پرش به محتوای اصلی
فرخی سیستانی فرخی سیستانی

قصاید

شمارهٔ ۲۷ - در تهنیت خلعت وزارت گوید

ای دل میر اولیا بتو شاد

خلعت میر بر تو فرخ باد

روی دیوان او مزین گشت

تا ترا خلعت وزارت داد

لاجرم کار او کنی بنظام

لا جرم گنج او کنی آباد

خواست تا تو بدو ره آموزی

شغل او را قوی کنی بنیاد

بس گره کش زمانه سخت ببست

رای وتدبیر تو زهم بگشاد

خسته باد آن دلی و آن جگری

که بشادی تو نباشد شاد

که سزاوارتر به خلعت میر

از تو ای مهتر بزرگ نژاد

آنکه زاد ای بزرگوار ترا

از پی رادی وبزرگی زاد

از بزرگی ز خلق فرد تویی

وین چنین فرد آمدست آزاد

تا نباشد چو ارغوان نسرین

تا نباشد چو نسترین شمشاد

دیرزی وانکه عز تو طلبد

همچو تو شاد باد و دیر زیاد

ادامه‌ی قصاید

  1. شمارهٔ ۲۹ - در تهنیت جشن سده و مدح وزیر گویدگر نه آیین جهان از سر همی دیگر شود
  2. شمارهٔ ۳۰ - در ذکر مراجعت سلطان محمود از هندوستان و فتح ثانیقوی کننده دین محمد مختار
  3. شمارهٔ ۳۱ - در صفت باغ نو و کاخ ومجلس و دریاچه کاخ سلطان محمود گویدبفرخنده فال و بفرخنده اختر
  4. شمارهٔ ۳۲ - در صفت لشکر سلطان محمود و خلعت دادن بدانانهر سپاهی را که چون محمود باشد شهریار
  5. شمارهٔ ۳۳ - درمعنی عشق گویدمرا، دی عاشقی گفت ای سخنور
  6. شمارهٔ ۳۴ - درمدح یمین الدوله محمود بن ناصرالدین و ذکر غزوات و فتوحات او در گنگبهار تازه دمید ای بروی رشک بهار
  7. شمارهٔ ۳۵ - در ذکر سفر سومنات و فتح آنجا و شکستن منات و رجعت سلطان گویدفسانه گشت و کهن شد حدیثِ اسکندر
  8. شمارهٔ ۳۶ - در مدح سلطان محمود و ذکر شکار او گویدای مبارک پی جهاندار و همایون شهریار
همه‌ی قصاید ←

فرخی سیستانی درباره‌ی فرخی سیستانی

ابوالحسن علی بن جولوغ فرخی سیستانی شاعر بزرگ ایرانی اواخر سدهٔ چهارم و اوایل سدهٔ پنجم هجری قمری است. وی علاوه بر تسلط بر شعر و ادب در موسیقی نیز مهارت داشت و بدین وسیله توانست به دربار ابوالمظفر شاه چغانیان و سپس به دربار سلطان محمود غزنوی راه یابد و منزلتی والا بدست آورد. فرخی را یکی از بهترین قصیده‌سرایان ایرانی می‌...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.