پرش به محتوای اصلی
میرزاده عشقی میرزاده عشقی

مقطعات

شمارهٔ ۷ - جام عمر

الا ای مرگ! در جانم درآویز

که جام عمر من، گردید لبریز!

چسان من زنده مانم: ملک ایران

به سر گیرد دوباره، دور چنگیز

ادامه‌ی مقطعات

  1. شمارهٔ ۹ - در لباس نیستیعشقی ار مجهول، چون اسرار عالم زیستی!
  2. شمارهٔ ۱۰ - راه نجاتدانه با خاک چو پیوست، سری پیدا کرد
  3. شمارهٔ ۱۱ - دولت رنجبراعلان زوال سیم و زر خواهم داد
  4. شمارهٔ ۱۲ - سایه مردمر تو را ای مرد! زن خوش سایه است
  5. شمارهٔ ۱۳ - سیاست انگلیسنازم به گوی‌بازی مردان انگلیس
  6. شمارهٔ ۱۴ - دو بیت از یک غزلعشقی به خدا همان که می گفت: خدای:
  7. شمارهٔ ۱۵ - عید قربانمرا عزاست نه عید! این چه عید قربان است؟
  8. شمارهٔ ۱۶ - افتخار شاعرسوگند به مردی، ار پی زر گردم
همه‌ی مقطعات ←

میرزاده عشقی درباره‌ی میرزاده عشقی

سیدمحمدرضا کردستانی معروف به میرزاده عشقی (زادهٔ ۲۰ آذر ۱۲۷۳ در همدان – ترور در ۱۲ تیر ۱۳۰۳ در تهران) شاعر، روزنامه‌نگار، نویسنده و نمایشنامه‌نویس ایرانی دوره مشروطیّت و مدیر نشریهٔ قرن بیستم بود. وی با وجود طول عمر کوتاهش از جمله مهم‌ترین شاعران عصر مشروطه به‌شمار می‌رود که از عنصر هویت ملی در جهت ایجاد انگیزه و آگاهی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.