پرش به محتوای اصلی
میرزاده عشقی میرزاده عشقی

مقطعات

شمارهٔ ۱۵ - عید قربان

مرا عزاست نه عید! این چه عید قربان است؟

که گوسفند وطن، زیر تیغ خصمان است!

الان که عید من امروز نیست، چون: قربان

شوم پی وطن؟ آن روز عید قربان است!

مرا به جامه عیدی مبین، دلم خون است

درون خانه عزا، و برون چراغان است!!

ادامه‌ی مقطعات

  1. شمارهٔ ۱۷ - گردون مندل پر خون من را کس ندارد
  2. شمارهٔ ۱۸ - لزوم انقلاباین ملک، یک انقلاب می خواهد و بس
  3. شمارهٔ ۱۹ - مناعت طبعمرا اگر زر و سیم و ثروت دنیا؟
  4. شمارهٔ ۲۰ - نام نیکمن این پیری! جوانی را نخواهم
  5. شمارهٔ ۲۱ - نمایندگان ریاکاررند شیادی که دارایی وی
همه‌ی مقطعات ←

میرزاده عشقی درباره‌ی میرزاده عشقی

سیدمحمدرضا کردستانی معروف به میرزاده عشقی (زادهٔ ۲۰ آذر ۱۲۷۳ در همدان – ترور در ۱۲ تیر ۱۳۰۳ در تهران) شاعر، روزنامه‌نگار، نویسنده و نمایشنامه‌نویس ایرانی دوره مشروطیّت و مدیر نشریهٔ قرن بیستم بود. وی با وجود طول عمر کوتاهش از جمله مهم‌ترین شاعران عصر مشروطه به‌شمار می‌رود که از عنصر هویت ملی در جهت ایجاد انگیزه و آگاهی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.