پرش به محتوای اصلی
میرزاده عشقی میرزاده عشقی

مقطعات

شمارهٔ ۹ - در لباس نیستی

عشقی ار مجهول، چون اسرار عالم زیستی!

هر کسی گردد به گرد تو، ببیند چیستی؟

خواهی ار چون نقطه سرگردان تو عالم شوند

هستی خود را بپوشان در لباس نیستی

ادامه‌ی مقطعات

  1. شمارهٔ ۱۱ - دولت رنجبراعلان زوال سیم و زر خواهم داد
  2. شمارهٔ ۱۲ - سایه مردمر تو را ای مرد! زن خوش سایه است
  3. شمارهٔ ۱۳ - سیاست انگلیسنازم به گوی‌بازی مردان انگلیس
  4. شمارهٔ ۱۴ - دو بیت از یک غزلعشقی به خدا همان که می گفت: خدای:
  5. شمارهٔ ۱۵ - عید قربانمرا عزاست نه عید! این چه عید قربان است؟
  6. شمارهٔ ۱۶ - افتخار شاعرسوگند به مردی، ار پی زر گردم
  7. شمارهٔ ۱۷ - گردون مندل پر خون من را کس ندارد
  8. شمارهٔ ۱۸ - لزوم انقلاباین ملک، یک انقلاب می خواهد و بس
همه‌ی مقطعات ←

میرزاده عشقی درباره‌ی میرزاده عشقی

سیدمحمدرضا کردستانی معروف به میرزاده عشقی (زادهٔ ۲۰ آذر ۱۲۷۳ در همدان – ترور در ۱۲ تیر ۱۳۰۳ در تهران) شاعر، روزنامه‌نگار، نویسنده و نمایشنامه‌نویس ایرانی دوره مشروطیّت و مدیر نشریهٔ قرن بیستم بود. وی با وجود طول عمر کوتاهش از جمله مهم‌ترین شاعران عصر مشروطه به‌شمار می‌رود که از عنصر هویت ملی در جهت ایجاد انگیزه و آگاهی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.