پرش به محتوای اصلی
میرزاده عشقی میرزاده عشقی

مقطعات

شمارهٔ ۱۰ - راه نجات

دانه با خاک چو پیوست، سری پیدا کرد

هر که شد خاک نشین، برگ و بری پیدا کرد

تا پریشان نشوی، راه به مقصد نبری

بیضه چون جامه فرو ریخت، پری پیدا کرد

ادامه‌ی مقطعات

  1. شمارهٔ ۱۲ - سایه مردمر تو را ای مرد! زن خوش سایه است
  2. شمارهٔ ۱۳ - سیاست انگلیسنازم به گوی‌بازی مردان انگلیس
  3. شمارهٔ ۱۴ - دو بیت از یک غزلعشقی به خدا همان که می گفت: خدای:
  4. شمارهٔ ۱۵ - عید قربانمرا عزاست نه عید! این چه عید قربان است؟
  5. شمارهٔ ۱۶ - افتخار شاعرسوگند به مردی، ار پی زر گردم
  6. شمارهٔ ۱۷ - گردون مندل پر خون من را کس ندارد
  7. شمارهٔ ۱۸ - لزوم انقلاباین ملک، یک انقلاب می خواهد و بس
  8. شمارهٔ ۱۹ - مناعت طبعمرا اگر زر و سیم و ثروت دنیا؟
همه‌ی مقطعات ←

میرزاده عشقی درباره‌ی میرزاده عشقی

سیدمحمدرضا کردستانی معروف به میرزاده عشقی (زادهٔ ۲۰ آذر ۱۲۷۳ در همدان – ترور در ۱۲ تیر ۱۳۰۳ در تهران) شاعر، روزنامه‌نگار، نویسنده و نمایشنامه‌نویس ایرانی دوره مشروطیّت و مدیر نشریهٔ قرن بیستم بود. وی با وجود طول عمر کوتاهش از جمله مهم‌ترین شاعران عصر مشروطه به‌شمار می‌رود که از عنصر هویت ملی در جهت ایجاد انگیزه و آگاهی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.