پرش به محتوای اصلی
عمادی شهریاری عمادی شهریاری

ملحقات

شمارهٔ ۲

عمادی از تو چندان درد خورده است

که بر هر موی او صد گونه درد است

ز تو گر لاف زد کفری نگفته است

تو را گر دوست شد خونی نکرده است

بداند هر که بیند روی سرخت

که از بهر چه او را روی زرد است

پی اسبی و صد همچون سر او

بر آن میدان که عشقت را نبرد است

ادامه‌ی ملحقات

  1. شمارهٔ ۴از جان فگارم رمقی بیش نمانده است
  2. شمارهٔ ۵بی‌وصالت دلم توانا نیست
  3. شمارهٔ ۶مهر تو ز سینه رفتنی نیست
  4. شمارهٔ ۷مقصد دور خرد جای تو باد
  5. شمارهٔ ۸چون جان را درد هجران می‌بگیرد
  6. شمارهٔ ۹لعل لبت بنده‌نوازی کند
  7. شمارهٔ ۱۰بازم رهان ز عشوه بسیار چون مرا
  8. شمارهٔ ۱۱آه نیارم زدن گر چه دلم خون شود
همه‌ی ملحقات ←

عمادی شهریاری درباره‌ی عمادی شهریاری

عمادالدین عمادی شهریاری (متوفای ۵۷۳ق)، متخلص به سلطانی و شهریاری، شاعر پارسی‌گوی و مدیحه‌سرای قرن پنجم و ششم است. برخی او را فرزند مختاری غزنوی دانسته‌اند. نام اصلی و تاریخ تولد وی معلوم نیست. و تنها می‌توان گفت در اواخر قرن پنجم به دنیا آمده است. کسانی که به شرح زندگانی او پرداخته‌اند، اغلب از وی با عنوان عمادی یاد کر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.