پرش به محتوای اصلی
عمادی شهریاری عمادی شهریاری

قطعات

شمارهٔ ۲۱

ای بر بساط شعبده ملک‌پروری

نه چرخ مهروش به کف پای تو اسیر

وز کین تو ستانند وز مهر تو دهند

ابروی شام وسمه و پستان صبح شیر

از موج خون قرار زمانه بخواست ماند

گر تیغ را نه کلک تو گفتی قرار گیر

هر کاو تو را وزیر شناسد خطا کند

آن جا که قدر توست وزارت بود حقیر

گردون تو می‌روانی چون خوانمت سحاب

سلطان تو می‌نشانی چون خوانمت وزیر

ای مشتری نظر نظری کن به حال من

کز دهر هیچ نیست مرا چون تو را نظیر

دارم خرد ولیک فغان از خرد فغان

دارم هنر ولیک نفیر از هنر نفیر

ادامه‌ی قطعات

  1. شمارهٔ ۲۳هر که را مال هست و عقلش نیست
  2. شمارهٔ ۲۴در بهشتیم با رخت می‌خواه
  3. شمارهٔ ۲۵شاها سعادت ابدی سوی من شتافت
  4. شمارهٔ ۲۶محیط کفا ابر سروران به هر موضع
  5. شمارهٔ ۲۷ای کرده مرا ز بس ترحم
  6. شمارهٔ ۲۸شد تازه ز ابر کسوت شاخ
  7. شمارهٔ ۲۹سخت می‌آید مرا بر دل که چون هر سست رای
  8. شمارهٔ ۳۰پار در عید بخششم کردی
همه‌ی قطعات ←

عمادی شهریاری درباره‌ی عمادی شهریاری

عمادالدین عمادی شهریاری (متوفای ۵۷۳ق)، متخلص به سلطانی و شهریاری، شاعر پارسی‌گوی و مدیحه‌سرای قرن پنجم و ششم است. برخی او را فرزند مختاری غزنوی دانسته‌اند. نام اصلی و تاریخ تولد وی معلوم نیست. و تنها می‌توان گفت در اواخر قرن پنجم به دنیا آمده است. کسانی که به شرح زندگانی او پرداخته‌اند، اغلب از وی با عنوان عمادی یاد کر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.