پرش به محتوای اصلی
عمادی شهریاری عمادی شهریاری

قطعات

شمارهٔ ۲۴

در بهشتیم با رخت می‌خواه

زآن که می نیست در بهشت حرام

صرف لعل گداخته که از او

جرم خورشید نور خواهد وام

زاید از شرب او به جای عرق

آب حیوان ز چشم‌های مسام

چون نماید هوا ز نوک رماح

بیشه شیر و شیرش از اعلام

از تف کین چون ناف آهوی چین

خون شود خشک در دل ضرغام

عکس شمشیر در صمیم غبار

روز روشن شفق نماید شام

در هوا شکل تیر و تیغ چنانک

برق و باران زنیم روز غمام

تیر جان یابد از وصال کمان

تیغ خون گرید از فراق نیام

آن نشیند چو نور در احداق

وآن درآید چو روح در اجسام

تیغت آن ساعت از تموج خون

لعل گرداند این کبود خیام

گل نصرت بروید از خاکی

که بر او مرکبت گذارد گام

ادامه‌ی قطعات

  1. شمارهٔ ۲۶محیط کفا ابر سروران به هر موضع
  2. شمارهٔ ۲۷ای کرده مرا ز بس ترحم
  3. شمارهٔ ۲۸شد تازه ز ابر کسوت شاخ
  4. شمارهٔ ۲۹سخت می‌آید مرا بر دل که چون هر سست رای
  5. شمارهٔ ۳۰پار در عید بخششم کردی
  6. شمارهٔ ۳۱ابرنوال بحرکف مهرمحل مه‌شرف
  7. شمارهٔ ۳۲صدرا ز تو آن دیده‌ام از لطف و کرم کآن
  8. شمارهٔ ۳۳منم که مدح تو کرده است رتبتم عالی
همه‌ی قطعات ←

عمادی شهریاری درباره‌ی عمادی شهریاری

عمادالدین عمادی شهریاری (متوفای ۵۷۳ق)، متخلص به سلطانی و شهریاری، شاعر پارسی‌گوی و مدیحه‌سرای قرن پنجم و ششم است. برخی او را فرزند مختاری غزنوی دانسته‌اند. نام اصلی و تاریخ تولد وی معلوم نیست. و تنها می‌توان گفت در اواخر قرن پنجم به دنیا آمده است. کسانی که به شرح زندگانی او پرداخته‌اند، اغلب از وی با عنوان عمادی یاد کر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.