پرش به محتوای اصلی
عمادی شهریاری عمادی شهریاری

قطعات

شمارهٔ ۳۲

صدرا ز تو آن دیده‌ام از لطف و کرم کآن

شکر است جهان را به مثل در دل و در ظن

از مشرق اقبال توام خانه جان را

خورشید طرب نور درافکند به روزن

هر مویم اگر نیست زبانی به مدیحت

موی مژه در دیده من باد چو سوزن

ور نیست پر از شکَّر شُکر تو دهانم

لاله‌صفتم باد زبان در دهن الکن

ادامه‌ی قطعات

  1. شمارهٔ ۳۴چون هست روشنت که در این تیره خاک‌دان
  2. شمارهٔ ۳۵بگرید غم چو خوش خندد پیاله
  3. شمارهٔ ۳۶به خدایی که آفرین کرده است
  4. شمارهٔ ۳۷مرا هرگز آن صدر عالی‌جناب
  5. شمارهٔ ۳۸آب اندیشه تو می‌شوید
  6. شمارهٔ ۳۹خداوندا ز حال خود که نیکو باد حال تو
  7. شمارهٔ ۴۰منم آن که تا بوسه دادم رکابت
همه‌ی قطعات ←

عمادی شهریاری درباره‌ی عمادی شهریاری

عمادالدین عمادی شهریاری (متوفای ۵۷۳ق)، متخلص به سلطانی و شهریاری، شاعر پارسی‌گوی و مدیحه‌سرای قرن پنجم و ششم است. برخی او را فرزند مختاری غزنوی دانسته‌اند. نام اصلی و تاریخ تولد وی معلوم نیست. و تنها می‌توان گفت در اواخر قرن پنجم به دنیا آمده است. کسانی که به شرح زندگانی او پرداخته‌اند، اغلب از وی با عنوان عمادی یاد کر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.