پرش به محتوای اصلی
عمادی شهریاری عمادی شهریاری

قطعات

شمارهٔ ۳۱

ابرنوال بحرکف مهرمحل مه‌شرف

پاک‌ضمیر پاک‌دین خوب‌لقای خوب‌‎ظن

در همه فن کمال او نیست چنان که مثل او

عقل نشان نمی‌دهد هیچ کسی به هیچ فن

دولت و ملک منتظم از تو بود نه از فلک

عقل قبول کی کند کار فرشته زاهرمن

ابر کفا بلا ز من سایه‌صفت نمی‌رود

بر من و روزگار من سایه دولتت فکن

کس غم من نمی‌خورد زآن که کسی گمان برد

عهد تو و مرا عنا دور تو و مرا محن

ادامه‌ی قطعات

  1. شمارهٔ ۳۳منم که مدح تو کرده است رتبتم عالی
  2. شمارهٔ ۳۴چون هست روشنت که در این تیره خاک‌دان
  3. شمارهٔ ۳۵بگرید غم چو خوش خندد پیاله
  4. شمارهٔ ۳۶به خدایی که آفرین کرده است
  5. شمارهٔ ۳۷مرا هرگز آن صدر عالی‌جناب
  6. شمارهٔ ۳۸آب اندیشه تو می‌شوید
  7. شمارهٔ ۳۹خداوندا ز حال خود که نیکو باد حال تو
  8. شمارهٔ ۴۰منم آن که تا بوسه دادم رکابت
همه‌ی قطعات ←

عمادی شهریاری درباره‌ی عمادی شهریاری

عمادالدین عمادی شهریاری (متوفای ۵۷۳ق)، متخلص به سلطانی و شهریاری، شاعر پارسی‌گوی و مدیحه‌سرای قرن پنجم و ششم است. برخی او را فرزند مختاری غزنوی دانسته‌اند. نام اصلی و تاریخ تولد وی معلوم نیست. و تنها می‌توان گفت در اواخر قرن پنجم به دنیا آمده است. کسانی که به شرح زندگانی او پرداخته‌اند، اغلب از وی با عنوان عمادی یاد کر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.