پرش به محتوای اصلی
ابن یمین ابن یمین

قطعات

شمارهٔ ۶٧۵

ز هی سعادت من گر نسیم باد شمال

که در ادای رسالت بود چو روح الامین

رساند از من دلخسته مختصر سخنی

بسمع اشرف دارای ملک و داور دین

محیط و مرکز جود آن کریم دریا دل

که در مکان کرم ذات اوست با تمکین

سپهر حشمت و رفعت جهان فضل و هنر

نظام دولت و دین سرور زمان و زمین

بگوید ار چه بود قدرتم بدولت تو

که سبز خنگ فلک را درآورم در زین

ولی زگردش گردون قوی ضعیف تنم

چنانکه می نتوانم که گردم اسب نشین

وگرچه پیر مسیحا دمم ولی نبود

مسیح وار بخر بر نشستنم آئین

پیاده نیز نیارم که در سفر باشم

بهر کجا که روی همچو بخت با تو قرین

چو از ملازمت و بندگی گزیرم نیست

مرا الاغ مگر استری دهی پس ازین

ادامه‌ی قطعات

  1. شمارهٔ ۶٧٧سخن فرزند جان و بکر فکرست
  2. شمارهٔ ۶٧٨سفر نیکست بهر آنکه هر روز
  3. شمارهٔ ۶٧٩شبی بحجره خلوتسرای عقل گذشت
  4. شمارهٔ ۶٨٠غیر این اصطرخ پر ماء معین
  5. شمارهٔ ۶٨١قلم را بر تبت فزون دان ز تیغ
  6. شمارهٔ ۶٨٢که میبرد سخنی از زبان ابن یمین
  7. شمارهٔ ۶٨٣که باشد آنکه رساند ز راه لطف و کرم
  8. شمارهٔ ۶٨۴کسی که نیک نهاد آمد از بدایت کار
همه‌ی قطعات ←

ابن یمین درباره‌ی ابن یمین

امیر فخرالدین محمود بن امیر یمین‌الدین طُغْرایی فَریومَدی (زادۀ ۶۸۵ هجری قمری در فریومد از توابع سبزوار، درگذشتۀ ۷۶۹ هجری قمری) فیلسوف و شاعر قطعه‌سرای ایرانی است. پدرش امیر یمین‌الدین، مردی ادیب و شاعر بود که در زمان سلطان محمد خدابنده می‌زیست و در دستگاه امیران خراسان، به شغل دفتری و طُغْرانویسی اشتغال داشت و ظاهراً...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.