پرش به محتوای اصلی
ابن یمین ابن یمین

قطعات

شمارهٔ ۶٧٩

شبی بحجره خلوتسرای عقل گذشت

ملول گشته ز اغیار و یار ابن یمین

چو شد بحجره درون تازه تر ز بخت جوان

نشسته دید یکی پیر کار ابن یمین

چو یافت محرمش از پر دلی اساس نهاد

شکایتی دو سه از روزگار ابن یمین

سؤال کرد در اثنای آنکه چند بود

بسان سرو سهی بی یسار ابن یمین

جواب داد که آزادگان چنین باشند

تو در زمانه نظر برگمار ابن یمین

نگاه کن که ز ابنای دهر یک کس هست

که نیستش گله زو صد هزار ابن یمین

غم جهان چه خوری چون جهان نیرزد غم

دمی که هست بشادی گذار ابن یمین

ادامه‌ی قطعات

  1. شمارهٔ ۶٨١قلم را بر تبت فزون دان ز تیغ
  2. شمارهٔ ۶٨٢که میبرد سخنی از زبان ابن یمین
  3. شمارهٔ ۶٨٣که باشد آنکه رساند ز راه لطف و کرم
  4. شمارهٔ ۶٨۴کسی که نیک نهاد آمد از بدایت کار
  5. شمارهٔ ۶٨۵گفتم روم زیارت پیشینیان کنم
  6. شمارهٔ ۶٨۶گشتست طبیعت گروهی
  7. شمارهٔ ۶٨٧گفتند چو هست رزق مقسوم
  8. شمارهٔ ۶٨٨گر ثواب و عقاب خواهد بود
همه‌ی قطعات ←

ابن یمین درباره‌ی ابن یمین

امیر فخرالدین محمود بن امیر یمین‌الدین طُغْرایی فَریومَدی (زادۀ ۶۸۵ هجری قمری در فریومد از توابع سبزوار، درگذشتۀ ۷۶۹ هجری قمری) فیلسوف و شاعر قطعه‌سرای ایرانی است. پدرش امیر یمین‌الدین، مردی ادیب و شاعر بود که در زمان سلطان محمد خدابنده می‌زیست و در دستگاه امیران خراسان، به شغل دفتری و طُغْرانویسی اشتغال داشت و ظاهراً...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.