پرش به محتوای اصلی
ابن یمین ابن یمین

قطعات

شمارهٔ ۶٨٣

که باشد آنکه رساند ز راه لطف و کرم

رسالتی بجناب خدایگان از من

کراست قدرت آن کین سخن فرو خواند

بسمع اشرف سردار شه نشان از من

امیر عالم عادل که به ز مدحت او

کسی سخن نشنیدست در جهان از من

جهان رافت و رحمت امیر شیخ علی

که ذکر خیر کند دائمش زبان از من

بگویدش که ز شه داشتم توقع آنک

هم آشکار کند یاد و هم نهان از من

اگر ز طالع شوریده نیست بهر چرا

نکرد یاد شهنشاه کامران از من

روا بود که جهان کرم ستلمش بیک

مدیح خود بستاند برایگان از من

کسی که با من از اینسان کند تو خود دانی

که واجبش چه بود لیک ناید آن از من

منم که جز بمدیحش سخن روا نکنم

علاقه تا نکند منقطع روان از من

ادامه‌ی قطعات

  1. شمارهٔ ۶٨۵گفتم روم زیارت پیشینیان کنم
  2. شمارهٔ ۶٨۶گشتست طبیعت گروهی
  3. شمارهٔ ۶٨٧گفتند چو هست رزق مقسوم
  4. شمارهٔ ۶٨٨گر ثواب و عقاب خواهد بود
  5. شمارهٔ ۶٨٩مهر سپهر رفعت و دارای مملکت
  6. شمارهٔ ۶٩٠مرا هفتاد و پنج از عمر بگذشت
  7. شمارهٔ ۶٩١می نوش و شادباش و طرب کن که دمبدم
  8. شمارهٔ ۶٩٢مرد نا آزموده را زنهار
همه‌ی قطعات ←

ابن یمین درباره‌ی ابن یمین

امیر فخرالدین محمود بن امیر یمین‌الدین طُغْرایی فَریومَدی (زادۀ ۶۸۵ هجری قمری در فریومد از توابع سبزوار، درگذشتۀ ۷۶۹ هجری قمری) فیلسوف و شاعر قطعه‌سرای ایرانی است. پدرش امیر یمین‌الدین، مردی ادیب و شاعر بود که در زمان سلطان محمد خدابنده می‌زیست و در دستگاه امیران خراسان، به شغل دفتری و طُغْرانویسی اشتغال داشت و ظاهراً...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.