پرش به محتوای اصلی
ابن یمین ابن یمین

قطعات

شمارهٔ ۶٨٢

که میبرد سخنی از زبان ابن یمین

بسیف دولت و دین مفخر زمان و زمین

سر اکابر آفاق عمده الوزراء

کزوست زینت ملک و بدوست رونق دین

بگویدش که ز بهر نثار مقدم تو

مرا دلیست صدف وار پر ز در ثمین

بگوی تا چه سبب را بمن نسیم قبول

نمیرسد ز مهب عنایتت به ازین

منم که زنده جاوید ماند از دم من

کسی که اسم ویم فعل او کند تلقین

منم ز جمع محبان تو فذلک و تو

کشیده بر سر من بی سبب خط ترقین

مکن که نیک نباشد بگفت بد گویان

اگر ز دست دهی دوستی چو ابن یمین

ادامه‌ی قطعات

  1. شمارهٔ ۶٨۴کسی که نیک نهاد آمد از بدایت کار
  2. شمارهٔ ۶٨۵گفتم روم زیارت پیشینیان کنم
  3. شمارهٔ ۶٨۶گشتست طبیعت گروهی
  4. شمارهٔ ۶٨٧گفتند چو هست رزق مقسوم
  5. شمارهٔ ۶٨٨گر ثواب و عقاب خواهد بود
  6. شمارهٔ ۶٨٩مهر سپهر رفعت و دارای مملکت
  7. شمارهٔ ۶٩٠مرا هفتاد و پنج از عمر بگذشت
  8. شمارهٔ ۶٩١می نوش و شادباش و طرب کن که دمبدم
همه‌ی قطعات ←

ابن یمین درباره‌ی ابن یمین

امیر فخرالدین محمود بن امیر یمین‌الدین طُغْرایی فَریومَدی (زادۀ ۶۸۵ هجری قمری در فریومد از توابع سبزوار، درگذشتۀ ۷۶۹ هجری قمری) فیلسوف و شاعر قطعه‌سرای ایرانی است. پدرش امیر یمین‌الدین، مردی ادیب و شاعر بود که در زمان سلطان محمد خدابنده می‌زیست و در دستگاه امیران خراسان، به شغل دفتری و طُغْرانویسی اشتغال داشت و ظاهراً...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.