پرش به محتوای اصلی
ابن یمین ابن یمین

قطعات

شمارهٔ ۶٧۴

ز ابن یمین پیام برای باد صبحدم

نزد علاء دولت و دین آصف زمان

دستور دین پناه محمد که خلق را

بخشد بهر دمی چو مسیحا هزار جان

خلق جهان بطاعت او سر نهاده اند

هرگز کرا شدست مسلم چنین جهان

گو حق خدمت منت از یاد اگر شدست

ما را حقوق بر تو یادست همچنان

یکبارگی ز بنده فراموش کرده ئی

دانی که آید از تو سبکروحم این گران

ز آشفتگی طالعم این نیز هم یکیست

کافتاده ام ز حضرت عالیت بر کران

نارد کمال جاه تو نقصان بهیچ روی

گر یادت آید از من مهجور ناتوان

ادامه‌ی قطعات

  1. شمارهٔ ۶٧۶زندگانی بکنج عافیتی
  2. شمارهٔ ۶٧٧سخن فرزند جان و بکر فکرست
  3. شمارهٔ ۶٧٨سفر نیکست بهر آنکه هر روز
  4. شمارهٔ ۶٧٩شبی بحجره خلوتسرای عقل گذشت
  5. شمارهٔ ۶٨٠غیر این اصطرخ پر ماء معین
  6. شمارهٔ ۶٨١قلم را بر تبت فزون دان ز تیغ
  7. شمارهٔ ۶٨٢که میبرد سخنی از زبان ابن یمین
  8. شمارهٔ ۶٨٣که باشد آنکه رساند ز راه لطف و کرم
همه‌ی قطعات ←

ابن یمین درباره‌ی ابن یمین

امیر فخرالدین محمود بن امیر یمین‌الدین طُغْرایی فَریومَدی (زادۀ ۶۸۵ هجری قمری در فریومد از توابع سبزوار، درگذشتۀ ۷۶۹ هجری قمری) فیلسوف و شاعر قطعه‌سرای ایرانی است. پدرش امیر یمین‌الدین، مردی ادیب و شاعر بود که در زمان سلطان محمد خدابنده می‌زیست و در دستگاه امیران خراسان، به شغل دفتری و طُغْرانویسی اشتغال داشت و ظاهراً...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.