پرش به محتوای اصلی
ابن یمین ابن یمین

قطعات

شمارهٔ ۶٧٣

ز آستانه جاه و جلال خسرو عهد

که هست پایه قدرش بر اوج علیین

خجسته حضرت شاهنشه زمین و زمان

که تا زمان بود او باد شهریار زمین

سپهر مهر فتوت جهان و جان کرم

چراغ دوده آدم نظام دولت و دین

پناه ملت حق سایه اله که هست

چو آفتاب سپهرش جهان بزیر نگین

بچشم خشم نظر بر زمانه گر فکند

شود گسسته ز هم رشته شهور و سنین

منم که تا کمر بندگی او بستم

کلاه جاه بر افراشتم بچرخ برین

بالتفات چنین خسرو جوانبختی

که چرخ پیر ندیدش بهیچ قرن قرین

مرا اگرچه امور معاش منتظم است

ولی زبان سعادت همی کند تلقین

که آرزوی دل از بندگی شاه بخواه

که گرچه حال تو نیکست هم شود به ازین

ولیک با کرم او سؤال حاجت نیست

ز آفتاب نخواهند نور اهل یقین

همیشه بر سر میدان کامرانی باد

ز بهر مرکب او سرخ خنگ چرخ بزین

ادامه‌ی قطعات

  1. شمارهٔ ۶٧۵ز هی سعادت من گر نسیم باد شمال
  2. شمارهٔ ۶٧۶زندگانی بکنج عافیتی
  3. شمارهٔ ۶٧٧سخن فرزند جان و بکر فکرست
  4. شمارهٔ ۶٧٨سفر نیکست بهر آنکه هر روز
  5. شمارهٔ ۶٧٩شبی بحجره خلوتسرای عقل گذشت
  6. شمارهٔ ۶٨٠غیر این اصطرخ پر ماء معین
  7. شمارهٔ ۶٨١قلم را بر تبت فزون دان ز تیغ
  8. شمارهٔ ۶٨٢که میبرد سخنی از زبان ابن یمین
همه‌ی قطعات ←

ابن یمین درباره‌ی ابن یمین

امیر فخرالدین محمود بن امیر یمین‌الدین طُغْرایی فَریومَدی (زادۀ ۶۸۵ هجری قمری در فریومد از توابع سبزوار، درگذشتۀ ۷۶۹ هجری قمری) فیلسوف و شاعر قطعه‌سرای ایرانی است. پدرش امیر یمین‌الدین، مردی ادیب و شاعر بود که در زمان سلطان محمد خدابنده می‌زیست و در دستگاه امیران خراسان، به شغل دفتری و طُغْرانویسی اشتغال داشت و ظاهراً...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.