پرش به محتوای اصلی
ابن عماد ابن عماد

روضة المحبین

بخش ۳۳ - نامۀ ششم از زبان معشوق

کای غم‌زده ترک این هوس کن

دم درکش و این حدیث بس کن

خورشید جمال من نبیند

جمشید وصال من نبیند

دیدار منت چو نیست روزی

در آتش شوق چند سوزی

کارم همه ناز و دل‌ربایی‌ست

رسمم چو زمانه بی‌وفایی‌ست

پروای رعایتت ندارم

در چشم عنایتت ندارم

یاری و وفا نبینی از من

جز جور و جفا نبینی از من

هرگز نشوی ز وصل من شاد

وز بند غمم نگردی آزاد

زین باغ مراد گل نچینی

زین شاخ امید بر نبینی

از شوق من ار فغان برآری

من فارغم از فغان و زاری

همواره قرین درد می‌باش

با ناله و آه سرد می‌باش

پیوسته چو شمع مجلس‌افروز

از آتش اشتیاق می‌سوز

گر جامه دری ز شوق چون گل

ور نعره زنی بسان بلبل

وز دیده چو ابر نوبهاری

سیلاب سرشک اگر بباری

ادامه‌ی روضة المحبین

  1. بخش ۳۵ - فردهم قصه زلف ما فرو پیچ
  2. بخش ۳۶ - تمامی سخنرخسارم اگر چه دل فروزد
  3. بخش ۳۷ - باز آمدن صبا از نزد معشوقچون دید صبا که آن دل‌آزار
  4. بخش ۳۸ - نامۀ هفتم از زبان عاشقگو ای بت سرکش جفاکیش
  5. بخش ۳۹ - غزلچشمم ز غمت پرآب تا کی
  6. بخش ۴۰ - فردبگذر ز جفا و ناز بگذار
  7. بخش ۴۱ - تمامی سخناز درد دلم خبر نداری
  8. بخش ۴۲ - مثلیک روز شنیده‌ام که بلبل
همه‌ی روضة المحبین ←

ابن عماد درباره‌ی ابن عماد

اِبْن‌ِ عِمادِ خُراسانى‌، علاءالدين‌ محمد بن‌ عمادالدين‌ (درگذشته به سال ۸۰۰ قمری/ ۱۳۹۸ میلادی)، از شاعران‌ پارسى‌گوی سدهٔ هشتم است. از اشارات کوتاه تذکره‌نویسان چنین برمی آید که اصل ابن عماد از خراسان و زادگاه او نیز آنجا بوده، ولی در شیراز اقامت داشته و اکثر اوقات خود را در این شهر گذرانده است. معلوم نیست که وی به...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.