پرش به محتوای اصلی
ابن عماد ابن عماد

روضة المحبین

بخش ۳۲ - پیغام بردن صبا نزد معشوق

چون باد نسیم نوبهاری

دید آن همه عجز بی‌قراری

دانست که نیست احتمالش

دل سوخت بران شکسته حالش

آمد سوی آن نگار بدعهد

بگزارد پیام او به صد جهد

گفتش به طریق نکته‌دانی

کای وصل تو اصل زندگانی

چون خسته و تشنه در بیابان

جان داد چه سودش آب حیوان

رحم آر برین شکسته‌خاطر

گر فرقت تست خسته خاطر

اکنون بچشان می وصال

شوامروز نظر فکن به حالش

فردا که ز فرقتت بمیرد

وصل تو کجاش دست گیرد

فرهاد چو داد جان شیرین

سودش نکند لبان شیرین

باز از سر ناز و کینه‌جویی

گفتش به طریق تندخویی

کای باد نگفتمت که دیگر

پیرامن آن دیار مگذر

اندیشه نمی‌کنی که ناگاه

یک روز برانمت ز درگاه

این بی‌ادبی نمودنت بس

این گفتن و این شنودنت بس

دیگر مرو ای نسیم پیشش

بگذار به حال زار خویشش

لیک ار گذری فتد به سویش

گر زنده بود ز من بگویش

ادامه‌ی روضة المحبین

  1. بخش ۳۴ - غزلحقا که نیابی از لبم کام
  2. بخش ۳۵ - فردهم قصه زلف ما فرو پیچ
  3. بخش ۳۶ - تمامی سخنرخسارم اگر چه دل فروزد
  4. بخش ۳۷ - باز آمدن صبا از نزد معشوقچون دید صبا که آن دل‌آزار
  5. بخش ۳۸ - نامۀ هفتم از زبان عاشقگو ای بت سرکش جفاکیش
  6. بخش ۳۹ - غزلچشمم ز غمت پرآب تا کی
  7. بخش ۴۰ - فردبگذر ز جفا و ناز بگذار
  8. بخش ۴۱ - تمامی سخناز درد دلم خبر نداری
همه‌ی روضة المحبین ←

ابن عماد درباره‌ی ابن عماد

اِبْن‌ِ عِمادِ خُراسانى‌، علاءالدين‌ محمد بن‌ عمادالدين‌ (درگذشته به سال ۸۰۰ قمری/ ۱۳۹۸ میلادی)، از شاعران‌ پارسى‌گوی سدهٔ هشتم است. از اشارات کوتاه تذکره‌نویسان چنین برمی آید که اصل ابن عماد از خراسان و زادگاه او نیز آنجا بوده، ولی در شیراز اقامت داشته و اکثر اوقات خود را در این شهر گذرانده است. معلوم نیست که وی به...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.