پرش به محتوای اصلی
ابن عماد ابن عماد

روضة المحبین

بخش ۳۶ - تمامی سخن

رخسارم اگر چه دل فروزد

بس خرمن عاشقان بسوزد

چشمم که ندید کس به خوابش

کی دیدی و چون شدی خرابش

لعلم که نیافت کس ازو کام

بیهوده مجو تو نیز ازو کام

ابروی کجم که چون هلال است

گر می‌طلبد کسی خیال است

قدم که غلام اوست شمشاد

هست از غم تو چو سرو آزاد

رویم که هر آینه نبیند

چشم تو هرآینه نبیند

زلفم که دلت شکستۀ اوست

بس دل چو دل تو بستۀ اوست

جز باد کسی نیافت بویش

سرگشته مشو به جست و جویش

کام که برآمد از دهانم‌؟

کار که گشود از میانم‌؟

زین غیر کمر نبست طرفی

زان و هم سخن نیافت حرفی

اندیشه تست سر به سر هیچ

زنهار که دل منه تو بر هیچ

ادامه‌ی روضة المحبین

  1. بخش ۳۸ - نامۀ هفتم از زبان عاشقگو ای بت سرکش جفاکیش
  2. بخش ۳۹ - غزلچشمم ز غمت پرآب تا کی
  3. بخش ۴۰ - فردبگذر ز جفا و ناز بگذار
  4. بخش ۴۱ - تمامی سخناز درد دلم خبر نداری
  5. بخش ۴۲ - مثلیک روز شنیده‌ام که بلبل
  6. بخش ۴۳ - پیغام بردن صبا نزد معشوقالقصه چو این فغان و زاری
  7. بخش ۴۴ - جواب دادن معشوقدر حال که این حدیث دل‌سوز
  8. بخش ۴۵ - نامۀ هشتم از زبان معشوقگو ای شده مست بادۀ عشق
همه‌ی روضة المحبین ←

ابن عماد درباره‌ی ابن عماد

اِبْن‌ِ عِمادِ خُراسانى‌، علاءالدين‌ محمد بن‌ عمادالدين‌ (درگذشته به سال ۸۰۰ قمری/ ۱۳۹۸ میلادی)، از شاعران‌ پارسى‌گوی سدهٔ هشتم است. از اشارات کوتاه تذکره‌نویسان چنین برمی آید که اصل ابن عماد از خراسان و زادگاه او نیز آنجا بوده، ولی در شیراز اقامت داشته و اکثر اوقات خود را در این شهر گذرانده است. معلوم نیست که وی به...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.