پرش به محتوای اصلی
ابن عماد ابن عماد

روضة المحبین

بخش ۳۸ - نامۀ هفتم از زبان عاشق

گو ای بت سرکش جفاکیش

زین بیش مدار دورم از خویش

تا کی زبر تو دور باشم

در فرقت تو صبور باشم

گشت از غم عشق طاقتم طاق

سوز دل من گرفت آفاق

مگذار در آتشم ازین بیش

از سوز درون من بیندیش

گر آه زنم ز جان غمناک

از سوز دلم بسوزد افلاک

از عشق رخت چنان نزارم

کز هستی خود خبر ندارم

بی‌طلعت تو جهان نخواهم

نی‌نی غلطم که جان نخواهم

هجر تو که خون عاشقان خورد

گرد از تن خاکی‌ام برآورد

امید وصالم ار نبودی

دل بی تو شکیب کی نمودی

چون ماه ز اوج دل‌ربایی

با من چه شود که خوش برآیی

کارت همه ناز و تندخویی‌ست

رسمت چو زمانه کینه‌جویی‌ست

آیین ستمگری رها کن

دردم به وصال خود دوا کن

از هجر تو دیده‌ام پرآب است

دل ز آتش فرقتم کباب است

رحم آر برین شکسته‌خاطر

ای عربده‌جوی سرکش آخر

ادامه‌ی روضة المحبین

  1. بخش ۴۰ - فردبگذر ز جفا و ناز بگذار
  2. بخش ۴۱ - تمامی سخناز درد دلم خبر نداری
  3. بخش ۴۲ - مثلیک روز شنیده‌ام که بلبل
  4. بخش ۴۳ - پیغام بردن صبا نزد معشوقالقصه چو این فغان و زاری
  5. بخش ۴۴ - جواب دادن معشوقدر حال که این حدیث دل‌سوز
  6. بخش ۴۵ - نامۀ هشتم از زبان معشوقگو ای شده مست بادۀ عشق
  7. بخش ۴۶ - غزلخورشید وصال ما برآید
  8. بخش ۴۷ - فردشبهای جدایی‌ات شود روز
همه‌ی روضة المحبین ←

ابن عماد درباره‌ی ابن عماد

اِبْن‌ِ عِمادِ خُراسانى‌، علاءالدين‌ محمد بن‌ عمادالدين‌ (درگذشته به سال ۸۰۰ قمری/ ۱۳۹۸ میلادی)، از شاعران‌ پارسى‌گوی سدهٔ هشتم است. از اشارات کوتاه تذکره‌نویسان چنین برمی آید که اصل ابن عماد از خراسان و زادگاه او نیز آنجا بوده، ولی در شیراز اقامت داشته و اکثر اوقات خود را در این شهر گذرانده است. معلوم نیست که وی به...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.