پرش به محتوای اصلی
ابن عماد ابن عماد

روضة المحبین

بخش ۴۲ - مثل

یک روز شنیده‌ام که بلبل

می‌گفت ز شاخ سرو با گل

کای غره به حسن و شوکت خویش

از نالۀ زار من بیندیش

بر گریۀ من مباش خندان

کاین عمر دوروزه نیست چندان

هم دور زمانه را وفا نیست

هم دولت و حسن را بقا نیست

من نیز چو بلبل سحرخوان

تاکی ز غمت برآرم افغان

وقت است که خار غم برآری

از پای دلم به غم‌گساری

گر جان به لب آید از فراقت

ور سر برود در اشتیاقت

من ترک محبتت نگویم

جز راه مودتت نپویم

جز وصل تو از خدا نخواهم

این است دعای صبحگاهم

تا کام نیابم از دهانت

تا سر ننهم بر آستانت

گر بر سر خاک من خرامان

آیی مفشان ز خاک دامان

چون خون بگرفت گردنت را

گو خاک بگیر دامنت را

ادامه‌ی روضة المحبین

  1. بخش ۴۴ - جواب دادن معشوقدر حال که این حدیث دل‌سوز
  2. بخش ۴۵ - نامۀ هشتم از زبان معشوقگو ای شده مست بادۀ عشق
  3. بخش ۴۶ - غزلخورشید وصال ما برآید
  4. بخش ۴۷ - فردشبهای جدایی‌ات شود روز
  5. بخش ۴۸ - تمامی سخنای غم‌زدۀ شکسته‌خاطر
  6. بخش ۴۹ - پیغام آوردن صبا از معشوقبا پیک صبا چو این حکایت
  7. بخش ۵۰ - جواب عاشق با بادبا باد زبان عذر بگشاد
  8. بخش ۵۱ - نامۀ نهم از زبان عاشقگو آن که گدای حضرت تست
همه‌ی روضة المحبین ←

ابن عماد درباره‌ی ابن عماد

اِبْن‌ِ عِمادِ خُراسانى‌، علاءالدين‌ محمد بن‌ عمادالدين‌ (درگذشته به سال ۸۰۰ قمری/ ۱۳۹۸ میلادی)، از شاعران‌ پارسى‌گوی سدهٔ هشتم است. از اشارات کوتاه تذکره‌نویسان چنین برمی آید که اصل ابن عماد از خراسان و زادگاه او نیز آنجا بوده، ولی در شیراز اقامت داشته و اکثر اوقات خود را در این شهر گذرانده است. معلوم نیست که وی به...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.