پرش به محتوای اصلی
ابن عماد ابن عماد

روضة المحبین

بخش ۴۱ - تمامی سخن

از درد دلم خبر نداری

زان فارغی از فغان و زاری

در عشق تو محرمم نسیم است

غم همدم و ناله‌ام ندیم است

آن دم که بنالم از دل تنگ

بس خون بچکانم از دل سنگ

از سوز درون چو برکشم آه

همچون دل شب کنم رخ ماه

خون دل و آه صبحگاهی

این رفت به ماه و آن به ماهی

ای گلبن باغ دل‌ربایی

بگذار طریق بی‌وفایی

در کینه مپیچ و مهربان شو

بایک‌دل خویش یک‌زبان شو

ادامه‌ی روضة المحبین

  1. بخش ۴۳ - پیغام بردن صبا نزد معشوقالقصه چو این فغان و زاری
  2. بخش ۴۴ - جواب دادن معشوقدر حال که این حدیث دل‌سوز
  3. بخش ۴۵ - نامۀ هشتم از زبان معشوقگو ای شده مست بادۀ عشق
  4. بخش ۴۶ - غزلخورشید وصال ما برآید
  5. بخش ۴۷ - فردشبهای جدایی‌ات شود روز
  6. بخش ۴۸ - تمامی سخنای غم‌زدۀ شکسته‌خاطر
  7. بخش ۴۹ - پیغام آوردن صبا از معشوقبا پیک صبا چو این حکایت
  8. بخش ۵۰ - جواب عاشق با بادبا باد زبان عذر بگشاد
همه‌ی روضة المحبین ←

ابن عماد درباره‌ی ابن عماد

اِبْن‌ِ عِمادِ خُراسانى‌، علاءالدين‌ محمد بن‌ عمادالدين‌ (درگذشته به سال ۸۰۰ قمری/ ۱۳۹۸ میلادی)، از شاعران‌ پارسى‌گوی سدهٔ هشتم است. از اشارات کوتاه تذکره‌نویسان چنین برمی آید که اصل ابن عماد از خراسان و زادگاه او نیز آنجا بوده، ولی در شیراز اقامت داشته و اکثر اوقات خود را در این شهر گذرانده است. معلوم نیست که وی به...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.