پرش به محتوای اصلی
ابن عماد ابن عماد

روضة المحبین

بخش ۳۱ - تمامی سخن

دردا که دل از غمت بفرسود

وز وصل تو یک نفس نیاسود

مجنون که ز عشق روی لیلی

با جان و جهان نداشت میلی

پیوسته چو باد بر در و دشت

آشفته و بی‌قرار می‌گشت

همواره چو ابر نوبهاری

می‌کرد ز دیده اشک‌باری

او نیز غمش به قدر می‌خورد

گه‌گه نظرش به حال می‌کرد

حال من بی‌قرار محزون

بگذشته ز حال زار مجنون

آخر نظری فکن به حالم

کز دست فراق پای‌مالم

بسیار جفا کشیدم از تو

یک روز وفا ندیدم از تو

از من همه روز جان‌سپاری

وز تو همه دم جفا و خواری

هجران تو ای نگار دلبند

شاخ طربم ز بیخ برکند

رفت از غم عشق تو به یک بار

دست طرب و نشاطم از کار

دل بی تو غریق بحر خون شد

وز پردۀ عافیت برون شد

زنهار که از من پریشان

چون طرۀ خویش سر مپیچان

چون نیست مرا به هیچ رویی

جز دیدن رویت آرزویی

برقع ز رخ چو مه برافکن

بنمای رخم به فال ایمن

ادامه‌ی روضة المحبین

  1. بخش ۳۳ - نامۀ ششم از زبان معشوقکای غم‌زده ترک این هوس کن
  2. بخش ۳۴ - غزلحقا که نیابی از لبم کام
  3. بخش ۳۵ - فردهم قصه زلف ما فرو پیچ
  4. بخش ۳۶ - تمامی سخنرخسارم اگر چه دل فروزد
  5. بخش ۳۷ - باز آمدن صبا از نزد معشوقچون دید صبا که آن دل‌آزار
  6. بخش ۳۸ - نامۀ هفتم از زبان عاشقگو ای بت سرکش جفاکیش
  7. بخش ۳۹ - غزلچشمم ز غمت پرآب تا کی
  8. بخش ۴۰ - فردبگذر ز جفا و ناز بگذار
همه‌ی روضة المحبین ←

ابن عماد درباره‌ی ابن عماد

اِبْن‌ِ عِمادِ خُراسانى‌، علاءالدين‌ محمد بن‌ عمادالدين‌ (درگذشته به سال ۸۰۰ قمری/ ۱۳۹۸ میلادی)، از شاعران‌ پارسى‌گوی سدهٔ هشتم است. از اشارات کوتاه تذکره‌نویسان چنین برمی آید که اصل ابن عماد از خراسان و زادگاه او نیز آنجا بوده، ولی در شیراز اقامت داشته و اکثر اوقات خود را در این شهر گذرانده است. معلوم نیست که وی به...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.