پرش به محتوای اصلی
ابن عماد ابن عماد

روضة المحبین

بخش ۳۴ - غزل

حقا که نیابی از لبم کام

ضایع چه کنی درین غم ایام

چون عود وجود خویشتن را

در مجمر غم چه سوزی ای خام

در طرۀ من مپیچ چون باد

کاشفته‌ترت کند سرانجام

ترک سر خویش بایدت کرد

گر در ره عشق می‌نهی گام

همچون تو مرا بسی است عاشق

افتاده به پای خویش در دام

گر ناله کنی ز شام تا صبح

ور گریه کنی ز صبح تا شام

کامی ز وصال من نبینی

زین کام طمع ببر به ناکام

ادامه‌ی روضة المحبین

  1. بخش ۳۶ - تمامی سخنرخسارم اگر چه دل فروزد
  2. بخش ۳۷ - باز آمدن صبا از نزد معشوقچون دید صبا که آن دل‌آزار
  3. بخش ۳۸ - نامۀ هفتم از زبان عاشقگو ای بت سرکش جفاکیش
  4. بخش ۳۹ - غزلچشمم ز غمت پرآب تا کی
  5. بخش ۴۰ - فردبگذر ز جفا و ناز بگذار
  6. بخش ۴۱ - تمامی سخناز درد دلم خبر نداری
  7. بخش ۴۲ - مثلیک روز شنیده‌ام که بلبل
  8. بخش ۴۳ - پیغام بردن صبا نزد معشوقالقصه چو این فغان و زاری
همه‌ی روضة المحبین ←

ابن عماد درباره‌ی ابن عماد

اِبْن‌ِ عِمادِ خُراسانى‌، علاءالدين‌ محمد بن‌ عمادالدين‌ (درگذشته به سال ۸۰۰ قمری/ ۱۳۹۸ میلادی)، از شاعران‌ پارسى‌گوی سدهٔ هشتم است. از اشارات کوتاه تذکره‌نویسان چنین برمی آید که اصل ابن عماد از خراسان و زادگاه او نیز آنجا بوده، ولی در شیراز اقامت داشته و اکثر اوقات خود را در این شهر گذرانده است. معلوم نیست که وی به...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.