پرش به محتوای اصلی
بلند اقبال بلند اقبال

قطعات

شمارهٔ ۱۰ - قطعه

مرده ای را به راه می بردند

یادم آمد که مردنی هم هست

گفتم ای دل به فکر رفتن باش

تا کی از باده غروری مست

گفت یادت اگر بود دیدیم

مردن خویش را به روز الست

ما به هر دم که می رود میریم

تا به کلی رود حیات از دست

ادامه‌ی قطعات

  1. شمارهٔ ۱۲ - قطعهقوام هیچ ندارد به دلمروت ورحم
  2. شمارهٔ ۱۳ - قطعهآن یکی گیرد زنی از بهر مال
  3. شمارهٔ ۱۴ - قطعهدرحیرتم زحال قوام وز کار چرخ
  4. شمارهٔ ۱۵ - قطعهدید روباهی که روباهی دگر
  5. شمارهٔ ۱۶ - قطعهحقایق نگار آمد از کربلا
  6. شمارهٔ ۱۷ - قطعهتا نبینم تا به من ثابت نگردد چیزها
  7. شمارهٔ ۱۸ - قطعهسینه باشد صد در لفظ عرب
  8. شمارهٔ ۱۹ - قطعهنه کسی رحم دیده در دل تو
همه‌ی قطعات ←

بلند اقبال درباره‌ی بلند اقبال

میرزا سید رضی مستوفی یا میرزا سید رضی حمزوی شیرازی متخلص به «بلند اقبال» (زادهٔ ۱۲۴۵ قمری در شیراز، درگذشتهٔ ۱۳۱۸ یا ۱۳۱۹ قمری در شیراز، مدفون در نجف) از شاعران قرن سیزدهم قمری است. پدرش میرزا محمدعلی از سادات و مستوفیان معتبر فارس بود. برادر بزرگترش هم مستوفی بود و خودش را هم مستخدم دولت نوشته‌اند. به گواهی تذکره‌ها...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.