پرش به محتوای اصلی
بیدل دهلوی بیدل دهلوی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۷۴

وحشت مدعا جنون ثمر است

ناله بال‌فشانده ی اثر است

سوختن نشئهٔ طراوت ماست

شمع از داغ خویش گل به سر است

شب عشرت غنیمت غفلت

مژه‌ گر باز می‌کنی سحر است

سنگ در دامن امید مبند

فرصت آیینه‌داری شرر است

ساز نومیدی اختیاری نیست

خامشی نالهٔ شکست پر است

نتوان خجلت مراد کشید

ای خوش آن ئاله‌ای ‌که بی‌اثر ا‌ست

اشک گر دام مدعا طلبیست

چشم ما از قماش‌گریه تر است

وضع این بحر سخت بی‌پرواست

ورنه هر قطره قابل گهر است

سایه تا خاک پُر تفاوت نیست

از بقا تا فنا همین قدر است

درد کامل دلیل آزادیست

تا نفس ناله نیست در جگر است

همچو آیینه بسکه دلتنگیم

خانهٔ ما برون‌نشین در است

بیدل از کلفت شکست منال

بزم هستی دکان شیشه‌گر است

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۴۷۶اشک یک لحظه به مژگان بار است
  2. غزل شمارهٔ ۴۷۷خواب در چشم و نفس بر دل محزون بار است
  3. غزل شمارهٔ ۴۷۸رزق‌، خلوتگه اندیشهٔ روزی‌خوار است
  4. غزل شمارهٔ ۴۷۹ز دهر نقد تو جز پیچ وتاب دشوار است
  5. غزل شمارهٔ ۴۸۰ز گریه‌، سیریِ چشمِ پر آب دشوار است
  6. غزل شمارهٔ ۴۸۱او گفتن ما وتو به هر رنگ ضرور است
  7. غزل شمارهٔ ۴۸۲نسیم‌گل به خموشی ترانه‌پرداز است
  8. غزل شمارهٔ ۴۸۳ز شور حیرت من گوش‌ عالمی باز است
همه‌ی غزلیات ←

بیدل دهلوی درباره‌ی بیدل دهلوی

ابوالمعانی میرزا عبدالقادر بیدل دهلوی رحمه‌الله علیه (زاده ۱۰۵۴ هجری قمری در هندوستان، ایالت بهار، پتنه) از سخنوران نام‌آور و بلندطبع فارسی و از بزرگترین سرایندگان دوره سبک هندی بود. این استاد توانای ترک‌تبار در اقسام شعر داد سخن داده که از آثار منظوم او میتوان اینها را برشمرد: غزلیات، قصائد، ترکیب‌بندها، ترجیع‌بندها،...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.