پرش به محتوای اصلی
بیدل دهلوی بیدل دهلوی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۴۸

به حیرت آینه پرداختند روی تو را

زدند شانه ز دلهای چاک موی تو را

چه آفتی تو که از شوخیت زبان شرار

به‌کام سنگ برد شکوه‌های خوی تو را

زخار هر مژه صد ر‌نگ موج‌ گل جوشد

به دیده‌ گر گذر افتد خیال روی تو را

غلام زلف تو سنبل‌، اسیر روی تو گل

بنفشه بنده خط سبز مشکبوی تو را

ز رنگ غازه فروشد به شاهدان چمن

نسیم اگر برباید غبار کوی تو را

ز تیغ ناز توام این قدر امید نبود

به  زخم دل‌ که روان‌ کرد آب جوی تو را

ندانم از دل تنگ‌ که جسته است امشب

که غنچه‌ها به قفس‌ کرده‌اند بوی تو را

به حرف آمدی و زخم‌ کهنه‌ام نو شد

به حیرتم چه نمک بود گفت و گوی تو را

تپیدن دل عشاق نسخه‌پرداز است

دقایق  طلب  و بحث جستجوی تو را

بهار حسرت ما زحمت خزان نکشد

شکستگی نبرد رنگ آرزوی تو را

درین چمن به‌ چه سرمایه‌ خوشدلی بیدل

که شبنمی نخریده‌ست آبروی تو را

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۵۰مغتنم‌گیرید دامان دل آگاه را
  2. غزل شمارهٔ ۱۵۱بدزدگردن بی‌مغز برفراخته را
  3. غزل شمارهٔ ۱۵۲عقبه‌ای دیگر نباشد روح از تن رسته را
  4. غزل شمارهٔ ۱۵۳نیست باک از برقِ آفت، دل به آفت بسته را
  5. غزل شمارهٔ ۱۵۴قید هستی نیست مانع خاطرِ آزاده را
  6. غزل شمارهٔ ۱۵۵کو دماغ جهد، تن در خاکساری داده را
  7. غزل شمارهٔ ۱۵۶گل بر رخت‌گشود نقاب‌کشیده را
  8. غزل شمارهٔ ۱۵۷نیست با مژگانْ تعلق اشکِ وحشت‌پیشه را
همه‌ی غزلیات ←

بیدل دهلوی درباره‌ی بیدل دهلوی

ابوالمعانی میرزا عبدالقادر بیدل دهلوی رحمه‌الله علیه (زاده ۱۰۵۴ هجری قمری در هندوستان، ایالت بهار، پتنه) از سخنوران نام‌آور و بلندطبع فارسی و از بزرگترین سرایندگان دوره سبک هندی بود. این استاد توانای ترک‌تبار در اقسام شعر داد سخن داده که از آثار منظوم او میتوان اینها را برشمرد: غزلیات، قصائد، ترکیب‌بندها، ترجیع‌بندها،...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.