پرش به محتوای اصلی
بیدل دهلوی بیدل دهلوی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۴۷

کرده‌ام سرمشق حیرت سرو موزون تورا

ناله می‌خوانم بلندیهای مضمون تو را

شام پرورد غمم با صبح اقبالم چه‌کار

تیره‌بختی سایهٔ بید است مجنون تو را

خاکهای این چمن می‌بایدم بر سر زدن

بسکه‌گل پوشید نقش پای‌گلگون تو را

ساز محشرگشت آفاق از نگاه حیرتم

درنی مژگان چه فریاد است مفتون تو را

شور استغنابرون از پرده‌های عجز نیست

رشتهٔ ماسخت پیچیده‌ست قانون تو را

فهم یکتایی‌ست فرق اعتبارات دویی

عمرهاشد خوانده‌ام برخویش افسون تورا

هرچه می‌بینم سراغی از خیالت می‌دهد

هردو عالم یک‌سر زانوست محزون تورا

ای دل‌دیوانه صبری‌کز سویدا چاره نیست

دیدهٔ آهو فرو برده‌ست هامون تو را

بیدل آزادی گر استقبال آغوشت کند

آنقدر واشوکه نتوان بست مضمون تو را

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۴۹گداز سعی دلیل است جستجوی تو را
  2. غزل شمارهٔ ۱۵۰مغتنم‌گیرید دامان دل آگاه را
  3. غزل شمارهٔ ۱۵۱بدزدگردن بی‌مغز برفراخته را
  4. غزل شمارهٔ ۱۵۲عقبه‌ای دیگر نباشد روح از تن رسته را
  5. غزل شمارهٔ ۱۵۳نیست باک از برقِ آفت، دل به آفت بسته را
  6. غزل شمارهٔ ۱۵۴قید هستی نیست مانع خاطرِ آزاده را
  7. غزل شمارهٔ ۱۵۵کو دماغ جهد، تن در خاکساری داده را
  8. غزل شمارهٔ ۱۵۶گل بر رخت‌گشود نقاب‌کشیده را
همه‌ی غزلیات ←

بیدل دهلوی درباره‌ی بیدل دهلوی

ابوالمعانی میرزا عبدالقادر بیدل دهلوی رحمه‌الله علیه (زاده ۱۰۵۴ هجری قمری در هندوستان، ایالت بهار، پتنه) از سخنوران نام‌آور و بلندطبع فارسی و از بزرگترین سرایندگان دوره سبک هندی بود. این استاد توانای ترک‌تبار در اقسام شعر داد سخن داده که از آثار منظوم او میتوان اینها را برشمرد: غزلیات، قصائد، ترکیب‌بندها، ترجیع‌بندها،...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.