پرش به محتوای اصلی
بیدل دهلوی بیدل دهلوی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۵۱

بدزدگردن بی‌مغز برفراخته را

به وهم تیغ مفرسا نیام آخته را

در این بساط ندامت چو شمع نتوان کرد

قمارخانهٔ امید رنگ باخته را

به‌گردن دل فرصث‌شمار باید بست

ستم ترانهٔ گریال نانواخته را

جهان پسث مقام عروج فطرت نیست

نگون‌کنید علم‌های سرفراخته را

تکلف من و مای خیال بسیار است

نیاز خوب کن افسانه‌های ساخته را

ز خلق‌گوشه‌گرفتن سلامت است اما

خیال اگر بگذارد به خویش ساخته را

فروتنی‌کن و تخفیف زیرد‌ستان باش

که رنجهاست به‌گردن سر فراخته را

تلاش ما چوسحرشبنم حیا پرداخت

عرق شد آینه آخر نفس‌گداخته را

حق است آینه‌، ا‌ینجا‌، خیال ما وتو چیست

که دید سایهٔ در آفتاب تاخته را

به طبع‌کارگه عشق آتش افتاده است

کسی چه آب زند آشیان فاخته را

چوسود اگربه فلک رفت‌گرد ما بیدل

ز سجده نیست‌امان عجز خودشناخته را

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۵۳نیست باک از برقِ آفت، دل به آفت بسته را
  2. غزل شمارهٔ ۱۵۴قید هستی نیست مانع خاطرِ آزاده را
  3. غزل شمارهٔ ۱۵۵کو دماغ جهد، تن در خاکساری داده را
  4. غزل شمارهٔ ۱۵۶گل بر رخت‌گشود نقاب‌کشیده را
  5. غزل شمارهٔ ۱۵۷نیست با مژگانْ تعلق اشکِ وحشت‌پیشه را
  6. غزل شمارهٔ ۱۵۸بیاکه جام مروت دهیم حوصله را
  7. غزل شمارهٔ ۱۵۹از سپند ما که می‌یابد سراغ ناله را ؟
  8. غزل شمارهٔ ۱۶۰کردم رقم به‌کلک نفس مد ناله را
همه‌ی غزلیات ←

بیدل دهلوی درباره‌ی بیدل دهلوی

ابوالمعانی میرزا عبدالقادر بیدل دهلوی رحمه‌الله علیه (زاده ۱۰۵۴ هجری قمری در هندوستان، ایالت بهار، پتنه) از سخنوران نام‌آور و بلندطبع فارسی و از بزرگترین سرایندگان دوره سبک هندی بود. این استاد توانای ترک‌تبار در اقسام شعر داد سخن داده که از آثار منظوم او میتوان اینها را برشمرد: غزلیات، قصائد، ترکیب‌بندها، ترجیع‌بندها،...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.