پرش به محتوای اصلی
بیدل دهلوی بیدل دهلوی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۵۷

نیست با مژگانْ تعلق اشکِ وحشت‌پیشه را

دانهٔ ما دامِ راه خویش داند ریشه را

عیشِ ترکِ خانمان از مردم آزاد پرس

کس نداند جز صدا قدرِ شکستِ شیشه را

می‌شود اسرار دل روشن ز تحریک زبان

می‌دهد این برگ‌، بوی غنچهٔ اندیشه را

کم ز هول مرگ نبوَد غلغل شور جهان

نعرهٔ شیر است مطرب مجلسِ این بیشه را

همتِ فرهادِ ما را سرنگونی می‌کُشد

ناخنِ خاریدنِ سر گر شمارد تیشه را

گر شود دشمن ملایم، چشمِ لطف از وی مدار

مومیایی چاره ننماید شکست شیشه را

طبع را فیض خموشی می‌کند معنی‌شکار

نیست دامی جز تأمل وحشیِ اندیشه را

موج صهبا گر به‌ مستان زندگی بخشد رواست

از رگ تاک است میراث‌ کرم این ریشه را

عشق بردارد اگر مهر از زبان عاجزان

نالهٔ یک نی به آتش می‌دهد صد بیشه را

نور این آیینه را جوهر نمی‌گردد حجاب

نیست مژگان سدِ ره چشمِ تماشاپیشه را

گر نباشد بی‌تمیزی‌ها مآل‌ِ کارِ عشق

کوهکن بر صورت شیرین نراند تیشه را

مفلسان را بیدل از مشق خموشی چاره‌ نیست

تنگ‌دستی باز می‌دارد ز قُلقُل شیشه را

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۵۹از سپند ما که می‌یابد سراغ ناله را ؟
  2. غزل شمارهٔ ۱۶۰کردم رقم به‌کلک نفس مد ناله را
  3. غزل شمارهٔ ۱۶۱ساختم قانعْ دلِ از عافیت بیگانه را
  4. غزل شمارهٔ ۱۶۲با بد ونیک است یک رنگ هوس آیینه را
  5. غزل شمارهٔ ۱۶۳نیست با حسنت مجال ‌گفتگو آیینه را
  6. غزل شمارهٔ ۱۶۴جلوهٔ او داد فرمان نگاه آیینه را
  7. غزل شمارهٔ ۱۶۵گه ازموی میان شهرت دهد نازک خیالی را
  8. غزل شمارهٔ ۱۶۶مآل‌کار نقصانهاست هر صاحب‌کمالی را
همه‌ی غزلیات ←

بیدل دهلوی درباره‌ی بیدل دهلوی

ابوالمعانی میرزا عبدالقادر بیدل دهلوی رحمه‌الله علیه (زاده ۱۰۵۴ هجری قمری در هندوستان، ایالت بهار، پتنه) از سخنوران نام‌آور و بلندطبع فارسی و از بزرگترین سرایندگان دوره سبک هندی بود. این استاد توانای ترک‌تبار در اقسام شعر داد سخن داده که از آثار منظوم او میتوان اینها را برشمرد: غزلیات، قصائد، ترکیب‌بندها، ترجیع‌بندها،...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.