پرش به محتوای اصلی
بیدل دهلوی بیدل دهلوی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۶۱

ساختم قانعْ دلِ از عافیت بیگانه را

برگِ بیدی فرش‌ کردم خانهٔ دیوانه را

مطلبم از می‌پرستی تَردماغی‌ها نبود

یک‌دو ساغر آب دادم‌ گریهٔ مستانه را

دل سپندِ گردشِ چشمی‌ که یادِ مستی‌اش

شعلهٔ جوّاله می‌سازد خط پیمانه را

التفاتِ عشق آتش ریخت در بنیاد دل

سیل شد تردستیِ معمار، این ویرانه را

تا کنم تمهید آغوشی دل از جا رفته است

در گشودن شهپر پرواز بود این خانه را

عالمی را انفعال وضع بیکاری گداخت

ناخن سرخاری دل‌ها مگردان شانه را

هر سپندی‌ گوش چندین بزم می‌مالد به‌هم

خوابناکان کاش از ما بشنوند افسانه را

حایلِ آن شمعِ یکتایی فضولی‌های توست

از نظر بردار چون مژگان پَرِ پروانه را

آگهی گر ریشه‌پرداز جهانی می‌شود

سیر این مزرع یکی صد می‌نماید دانه را

حقِ زنار وفا بیدل نمی‌گردد ادا

تا سلیمانی نسازی سنگ این بتخانه را

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۶۳نیست با حسنت مجال ‌گفتگو آیینه را
  2. غزل شمارهٔ ۱۶۴جلوهٔ او داد فرمان نگاه آیینه را
  3. غزل شمارهٔ ۱۶۵گه ازموی میان شهرت دهد نازک خیالی را
  4. غزل شمارهٔ ۱۶۶مآل‌کار نقصانهاست هر صاحب‌کمالی را
  5. غزل شمارهٔ ۱۶۷ندیدم مهربان دلهای از انصاف خالی را
  6. غزل شمارهٔ ۱۶۸به‌هستی انقطاعی نیست از سر سرگرانی را
  7. غزل شمارهٔ ۱۶۹عیشْ داندْ دلِ سرگشتهْ پریشانی را
  8. غزل شمارهٔ ۱۷۰فسون جاه عذر لنگ سازد پرفشانی را
همه‌ی غزلیات ←

بیدل دهلوی درباره‌ی بیدل دهلوی

ابوالمعانی میرزا عبدالقادر بیدل دهلوی رحمه‌الله علیه (زاده ۱۰۵۴ هجری قمری در هندوستان، ایالت بهار، پتنه) از سخنوران نام‌آور و بلندطبع فارسی و از بزرگترین سرایندگان دوره سبک هندی بود. این استاد توانای ترک‌تبار در اقسام شعر داد سخن داده که از آثار منظوم او میتوان اینها را برشمرد: غزلیات، قصائد، ترکیب‌بندها، ترجیع‌بندها،...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.