پرش به محتوای اصلی
بیدل دهلوی بیدل دهلوی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۶۹

عیشْ داندْ دلِ سرگشتهْ پریشانی را

ناخدا باد بود کشتیِ توفانی را

اشکْ در غمکدهٔ دیده ندارد قیمت

از بنِ چاه برآر این مَهِ کنعانی را

عشقْ نبود به عمارتگریِ عقلْ شریک

سیلْ از کف ندهد صنعتِ ویرانی را

از‌خط و زلف‌ بتان تازه‌ دلیل است‌‌ که حُسن

کردهْ چترِ بدن اسبابِ پریشانی را

بار یابی چو به خاکِ درِ صاحب‌نظران

چینِ دامانِ ادب‌ کن خطِ پیشانی را

ریزشِ اشکِ ‌ندامت ز سیه‌کاری‌هاست

لازم است ابر سیهْ قطرهٔ نیسانی را

زیرِ گردون نتوان غیرِ کثافت اندوخت

ناخن و موست رسا مردمِ زندانی را

لافِ آزادگی از اهل فنا نازیباست

دامنِ چیده چه لازمْ تنِ عریانی را

جاهل از جمعِ ‌کتبْ صاحبِ معنی نشود

نسبتی نیست به شیرازه سخندانی را

نفسِ سوخته باید به تپش روشن‌کرد

نیست شمعِ دگر این انجمنِ فانی را

نتوان یافت از آن جلوهٔ بیرنگ سراغ

مگر آیینه ‌کنی دیدهٔ قربانی را

بازگشتی نبودْ پایِ طلب را بیدل

سیلِ ما نشنود افسونِ پشیمانی را

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۷۱هر کجا نسخه‌ ‌کنند آن خط ریحانی را
  2. غزل شمارهٔ ۱۷۲نباشد یاد اسباب طرف وحشت‌گزینی را
  3. غزل شمارهٔ ۱۷۳ربود از بس خیال ساعد او هوش ماهی را
  4. غزل شمارهٔ ۱۷۴اثر دور است ازین یاران حقوق آشنایی را
  5. غزل شمارهٔ ۱۷۵کو ذوق نگاهی که به هنگام تماشا
  6. غزل شمارهٔ ۱۷۶درین محفل که دارد شام بربند و سحر بگشا
  7. غزل شمارهٔ ۱۷۷نرسیدی به فهم خود، ره عزم دگر گشا
  8. غزل شمارهٔ ۱۷۸اگر مردی در تسلیم زن، راه طلب مگشا
همه‌ی غزلیات ←

بیدل دهلوی درباره‌ی بیدل دهلوی

ابوالمعانی میرزا عبدالقادر بیدل دهلوی رحمه‌الله علیه (زاده ۱۰۵۴ هجری قمری در هندوستان، ایالت بهار، پتنه) از سخنوران نام‌آور و بلندطبع فارسی و از بزرگترین سرایندگان دوره سبک هندی بود. این استاد توانای ترک‌تبار در اقسام شعر داد سخن داده که از آثار منظوم او میتوان اینها را برشمرد: غزلیات، قصائد، ترکیب‌بندها، ترجیع‌بندها،...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.