پرش به محتوای اصلی
بیدل دهلوی بیدل دهلوی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۷۷

نرسیدی به فهم خود، ره عزم دگر گشا

به جهانی که نیستی، مژه بربند و در گشا

ز گران‌جانی‌ات مباد که شود ناله منفعل

به جنون سپند زن پی منقار پر گشا

تپش خلق پیش و پس، نه ز عشق است نی هوس

شرر کاغذ است و بس، تو هم اندک نظر گشا

ز فسردن مکش تری به فسونهای عافیت

همه گر موج‌ گوهری، به رمیدن کمر گشا

به چه فرصت وفا کند گل تمکین‌فروشی‌ات؟

به تماشای چشمکی، زه سنگ وشرر گشا

سحر نشئه فطرتی، ته خاک از چه غفلتی

نفسی صرف جوش کن، ز خم چرخ سر گشا

هوس جوع و شهوتت شده دام مذلتت

اگر از نوع آدمی، ز خود افسار خر گشا

ادب‌آموز محرمان، لب خشکی است بی‌بیان

به محیط آشنا نه‌ای، رگ موج‌گوهر گشا

ادبی تا تسلسلت نکند شیشه بی‌ملت

که به انداز قلقلت پریی هست پرگشا

دل و دستی نبسته‌ای به چه غم درشکسته‌ای؟

تو به راهت نشسته‌ای، گره این است برگشا

اگر انشای بیدلت ز حلاوت نشان دهد

شقی از خامه طرح کن، در مصر شکر گشا

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۷۹پیش توانگر منشان‌، پهلوی لاغر مگشا
  2. غزل شمارهٔ ۱۸۰در بی‌زری ز جبههٔ اخلاق چین گشا
  3. غزل شمارهٔ ۱۸۱تجدید سِحرکاری‌ست در جلوه‌زار عنقا
  4. غزل شمارهٔ ۱۸۲ما رشتهٔ سازیم، مپرس از ادب ما
  5. غزل شمارهٔ ۱۸۳پرکرده جزو لایتجزا کتاب ما
  6. غزل شمارهٔ ۱۸۴سطر یقین به حک داد تکرار بی‌حد ما
  7. غزل شمارهٔ ۱۸۵آن پری‌ گویند شب خندید بر فریاد ما
  8. غزل شمارهٔ ۱۸۶بحر می‌پیچد به موج، از اشک غم‌پرورد ما
همه‌ی غزلیات ←

بیدل دهلوی درباره‌ی بیدل دهلوی

ابوالمعانی میرزا عبدالقادر بیدل دهلوی رحمه‌الله علیه (زاده ۱۰۵۴ هجری قمری در هندوستان، ایالت بهار، پتنه) از سخنوران نام‌آور و بلندطبع فارسی و از بزرگترین سرایندگان دوره سبک هندی بود. این استاد توانای ترک‌تبار در اقسام شعر داد سخن داده که از آثار منظوم او میتوان اینها را برشمرد: غزلیات، قصائد، ترکیب‌بندها، ترجیع‌بندها،...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.