پرش به محتوای اصلی
بیدل دهلوی بیدل دهلوی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۷۸

اگر مردی در تسلیم زن، راه طلب مگشا

ز هر مو احتیاجت گر کند فریاد، لب مگشا

خم شمشیر جرأت، صرف ایجاد تواضع کن

به این ناخن، همان جز عقدهٔ چین غضب مگشا

خریداران همه سنگند معنی‌های نازک را

زبان خواهی کشید، اجناس بازار حلب مگشا

ز علم عزت و خواری، به مجهولی قناعت کن

تسلی برنمی‌آید، معمای سبب مگشا

به ننگ انفعالت، رغبت دنیا نمی‌ارزد

زه بند قبایت بر فسون این جلب مگشا

عدم گفتن کفایت می‌کند تا آدم و حوا

دگر این هرزه درس وهم طو‌مار نسب مگشا

بنای سرکشی، چون اشک، سر تا پا خلل دارد

علاج سیل آفت کن، سر بند ادب مگشا

ستم می‌پرورد آغوش گل از خار پروردن

زبانی را کز او کار درود آید، به سب مگشا

حضور نورت از دقت نگاهی ننگ می‌دارد

به رنگ چشم خفاش این گره جز پیش شب مگشا

سبک‌روحی نیاید راست با وهم جسد، بیدل

طلسم بیضه تا نشکسته‌ای، بال طرب مگشا

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۸۰در بی‌زری ز جبههٔ اخلاق چین گشا
  2. غزل شمارهٔ ۱۸۱تجدید سِحرکاری‌ست در جلوه‌زار عنقا
  3. غزل شمارهٔ ۱۸۲ما رشتهٔ سازیم، مپرس از ادب ما
  4. غزل شمارهٔ ۱۸۳پرکرده جزو لایتجزا کتاب ما
  5. غزل شمارهٔ ۱۸۴سطر یقین به حک داد تکرار بی‌حد ما
  6. غزل شمارهٔ ۱۸۵آن پری‌ گویند شب خندید بر فریاد ما
  7. غزل شمارهٔ ۱۸۶بحر می‌پیچد به موج، از اشک غم‌پرورد ما
  8. غزل شمارهٔ ۱۸۷حیرت حسنی‌ست در طبع نگه‌پرورد ما
همه‌ی غزلیات ←

بیدل دهلوی درباره‌ی بیدل دهلوی

ابوالمعانی میرزا عبدالقادر بیدل دهلوی رحمه‌الله علیه (زاده ۱۰۵۴ هجری قمری در هندوستان، ایالت بهار، پتنه) از سخنوران نام‌آور و بلندطبع فارسی و از بزرگترین سرایندگان دوره سبک هندی بود. این استاد توانای ترک‌تبار در اقسام شعر داد سخن داده که از آثار منظوم او میتوان اینها را برشمرد: غزلیات، قصائد، ترکیب‌بندها، ترجیع‌بندها،...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.