پرش به محتوای اصلی
بیدل دهلوی بیدل دهلوی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۸۷

حیرت حسنی‌ست در طبع نگه‌پرورد ما

شش جهت آیینه بالد گر فشانی گرد ما

مفت موهومی‌ست، گر ما نام هستی می‌بریم

چون سحر، گرد نفس بوده‌ست ره‌آورد ما

ما به هستی از عدم پر بی‌بضاعت آمدیم

باختن رنگی ندارد در بساط نرد ما

یک تأمل، چون نفس بر آینه پیچیده‌ایم

حیرت محضیم و بس، گر واشکافی گرد ما

دفتر ما هرزه‌تازان سخت بی‌شیرازه است

کو حیا تا نم‌ کشد خاک بیابانگرد ما؟

چون سحر، بیهوده از حسرت نفس‌ها سوختیم

آتشی روشن نشد آخر، ز آه سرد ما

نسخهٔ وحشت‌سواد چشم آهو خوانده‌ایم

گر سیه گردد سراپا، نیست باطل فرد ما

شعله را خاکستر خود هم کم از شمشیر نیست

به که گیرد عبرت از ما، دشمن نامرد ما

چون جرس عمری تپیدیم و ز هم نگداختیم

سخت‌جانی چند نالد بر دل بی‌درد ما؟

بیدل اقبال ضعیفی‌های ما پوشیده نیست

آفتاب عالم عجز است، رنگ زرد ما

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۸۹بی‌ثمری حصار شد در چمن امید ما
  2. غزل شمارهٔ ۱۹۰لغزشی خورده ز پا تا سر ما
  3. غزل شمارهٔ ۱۹۱نیست خاکستر ما شعله‌صفت بستر ما
  4. غزل شمارهٔ ۱۹۲آخر به لو‌ح آ‌ینهٔ اعتبار ما
  5. غزل شمارهٔ ۱۹۳خارج‌آهنگی ندارد سبحه و زنّار ما
  6. غزل شمارهٔ ۱۹۴سخت موهوم است نقش پردهٔ اظهار ما
  7. غزل شمارهٔ ۱۹۵همه عمر با تو قدح زدیم و نرفت رنجِ خمار ما
  8. غزل شمارهٔ ۱۹۶چون سرو، کلفتی چند پیچیده‌اند بر ما
همه‌ی غزلیات ←

بیدل دهلوی درباره‌ی بیدل دهلوی

ابوالمعانی میرزا عبدالقادر بیدل دهلوی رحمه‌الله علیه (زاده ۱۰۵۴ هجری قمری در هندوستان، ایالت بهار، پتنه) از سخنوران نام‌آور و بلندطبع فارسی و از بزرگترین سرایندگان دوره سبک هندی بود. این استاد توانای ترک‌تبار در اقسام شعر داد سخن داده که از آثار منظوم او میتوان اینها را برشمرد: غزلیات، قصائد، ترکیب‌بندها، ترجیع‌بندها،...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.