پرش به محتوای اصلی
بیدل دهلوی بیدل دهلوی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۹۲

آخر به لو‌ح آ‌ینهٔ اعتبار ما

چیزی نوشتنی‌ست به خط غبار ما

بزم از دل گداخته لبریز می‌شود

مینا اگر کنند ز سنگ مزار ما

آتش به دامن است کف دست بی‌بران

راحت مجو ز سایهٔ برگ چنار ما

ما و سراغ مطلب، دیگر چه ممکن است؟

در چشم‌ ما شکست ضعیفی غبار ما

نقش قدم ز خاک‌نشینان حیرت است

امید نیست واسطهٔ انتظار ما

تمثال ما همان نفس واپسین بس است

آیینه هر نفس ننمایی دچار ما

تمکین به ساز خنده مواسا نمی‌‌کند

از کبک می‌رمد چو صدا کوهسار ما

غیرت ز بس که حوصله‌سامانِ شرم بود

خمیازه هم قدح نکشید از خمار ما

رنگ بهار خون شهید از حنا گذشت

این گل که کرد تحفهٔ دست نگار ما؟

چون شمع، قانعیم به یک داغ از این چمن

گل بر هزار شاخ نبندد بهار ما

سر برنداشتیم ز تسلیمِ عاجزی

زانو شکست آینهٔ اختیار ما

ای بی‌خودی بیا‌ که زمانی ز خود رویم

جز ما دگر که نامه رسانَد به یار ما؟

گفتم به دل‌: زمانه چه دارد ز گیرودار؟

خندید و گفت‌: آن‌چه نیاید به کار ما

بی‌مدعا ستمکش حیرانی خودیم

بیدل! به دوش کس نتوان بست بار ما

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۹۴سخت موهوم است نقش پردهٔ اظهار ما
  2. غزل شمارهٔ ۱۹۵همه عمر با تو قدح زدیم و نرفت رنجِ خمار ما
  3. غزل شمارهٔ ۱۹۶چون سرو، کلفتی چند پیچیده‌اند بر ما
  4. غزل شمارهٔ ۱۹۷رنگ شوخی نیست در طبع ادب‌تخمیر ما
  5. غزل شمارهٔ ۱۹۸نغمه رنگ افتاده نقش بی‌نشان تأثیر ما
  6. غزل شمارهٔ ۱۹۹چه ممکن است که راحت سری برآورد از ما
  7. غزل شمارهٔ ۲۰۰هرجا روی ای ناله سلامی ببر از ما
  8. غزل شمارهٔ ۲۰۱چون صبح مجو طاقت آزار کس از ما
همه‌ی غزلیات ←

بیدل دهلوی درباره‌ی بیدل دهلوی

ابوالمعانی میرزا عبدالقادر بیدل دهلوی رحمه‌الله علیه (زاده ۱۰۵۴ هجری قمری در هندوستان، ایالت بهار، پتنه) از سخنوران نام‌آور و بلندطبع فارسی و از بزرگترین سرایندگان دوره سبک هندی بود. این استاد توانای ترک‌تبار در اقسام شعر داد سخن داده که از آثار منظوم او میتوان اینها را برشمرد: غزلیات، قصائد، ترکیب‌بندها، ترجیع‌بندها،...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.