پرش به محتوای اصلی
بیدل دهلوی بیدل دهلوی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۸۸

ز گفت‌وگو نیامد صیدِ جمعیت به بند ما

مگر از سعی خاموشی نفس گیرد کمند ما

اگر از خاکِ ره تا سایه، فرقی می‌توان کردن

جز این مقدار نتوان یافت، از پست و بلند ما

ز سیرِ برق‌تازانِ شررجولان چه می‌پرسی؟

که بود ازخودگذشتن اولین گامِ سمندِ ما

تو خواهی پرده رنگین ساز و خواهی ‌چهره گلگون کن

به هر آتش که باشد، سوختن دارد سپند ما

از آن چشمِ عتاب‌آلود، ذوقِ زندگانی ‌کو؟

غمِ بادام‌ِ تلخی برد شیرینی ز قند ما

ز جوشِ باده می‌باید سراغ نشئه پرسیدن

همان‌ نیرنگ بی‌چونی‌ست عرض چون و چند ما

اگر تا صانع از مصنوع راهی می‌توان بردن

چرا در بند نقش ما نباشد نقش‌بند ما؟

چو شمع، از جستجو رفتیم تا سرمنزل داغی

تلاش نقشِ پایی داشت شبگیر بلند ما

نگاه عبرتیم اما در این صحرای بی‌حاصل

حریفِ صیدِ گیرایی نمی‌گردد کمند ما

نگردد هیچ کافر محوِ افسونِ غلط‌بینی

غبارِ خویش، شد در جلوه‌گاهت چشم‌بند ما

جهان توفان رنگ و دل همان مشتاق بیرنگی‌

چه سازد جلوه با آیینهٔ مشکل‌پسند ما؟

کمین ناله‌ای داریم در گَردِ عدم بیدل

ز خاکستر صدای رفته می‌جوید سپند ما

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۹۰لغزشی خورده ز پا تا سر ما
  2. غزل شمارهٔ ۱۹۱نیست خاکستر ما شعله‌صفت بستر ما
  3. غزل شمارهٔ ۱۹۲آخر به لو‌ح آ‌ینهٔ اعتبار ما
  4. غزل شمارهٔ ۱۹۳خارج‌آهنگی ندارد سبحه و زنّار ما
  5. غزل شمارهٔ ۱۹۴سخت موهوم است نقش پردهٔ اظهار ما
  6. غزل شمارهٔ ۱۹۵همه عمر با تو قدح زدیم و نرفت رنجِ خمار ما
  7. غزل شمارهٔ ۱۹۶چون سرو، کلفتی چند پیچیده‌اند بر ما
  8. غزل شمارهٔ ۱۹۷رنگ شوخی نیست در طبع ادب‌تخمیر ما
همه‌ی غزلیات ←

بیدل دهلوی درباره‌ی بیدل دهلوی

ابوالمعانی میرزا عبدالقادر بیدل دهلوی رحمه‌الله علیه (زاده ۱۰۵۴ هجری قمری در هندوستان، ایالت بهار، پتنه) از سخنوران نام‌آور و بلندطبع فارسی و از بزرگترین سرایندگان دوره سبک هندی بود. این استاد توانای ترک‌تبار در اقسام شعر داد سخن داده که از آثار منظوم او میتوان اینها را برشمرد: غزلیات، قصائد، ترکیب‌بندها، ترجیع‌بندها،...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.