پرش به محتوای اصلی
بیدل دهلوی بیدل دهلوی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۸۲

ما رشتهٔ سازیم، مپرس از ادب ما

صد نغمه سرودیم و نشد باز لب ما

چون مردمک‌، آیینهٔ جمعیت نوریم

در دایرهٔ صبح نشسته‌ست شب ما

بی‌تابی دل آتش سودای که دارد؟

تبخال به خورشید رسانده‌ست تب ما

هستی چو عدم زین من و ما هیچ ندارد

بی‌نشئه بلند است دماغ طرب ما

ابرام تک و تاز غباریم در این دشت

جانی که نداریم چه آید به لب ما؟

چون ذره، پراکندگی انشای ظهوریم

جزما نُقطی کو که بَر‌د منتخب ما؟

تا معنی اسرار پری فاش توان خواند

مکتوب به کهسار برید از حلب ما

گمگشتهٔ تحقیق، خود آوارهٔ وهم است

ما را بگذارید به درد طلب ما

نی قابل عجزیم، نه مقبول تعین

از ننگ به آدم که رسانَد نسب ما؟

پیداست که جز صورت عنقا چه نماید

آیینه ندارد دل بیدل لقب ما

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۸۴سطر یقین به حک داد تکرار بی‌حد ما
  2. غزل شمارهٔ ۱۸۵آن پری‌ گویند شب خندید بر فریاد ما
  3. غزل شمارهٔ ۱۸۶بحر می‌پیچد به موج، از اشک غم‌پرورد ما
  4. غزل شمارهٔ ۱۸۷حیرت حسنی‌ست در طبع نگه‌پرورد ما
  5. غزل شمارهٔ ۱۸۸ز گفت‌وگو نیامد صیدِ جمعیت به بند ما
  6. غزل شمارهٔ ۱۸۹بی‌ثمری حصار شد در چمن امید ما
  7. غزل شمارهٔ ۱۹۰لغزشی خورده ز پا تا سر ما
  8. غزل شمارهٔ ۱۹۱نیست خاکستر ما شعله‌صفت بستر ما
همه‌ی غزلیات ←

بیدل دهلوی درباره‌ی بیدل دهلوی

ابوالمعانی میرزا عبدالقادر بیدل دهلوی رحمه‌الله علیه (زاده ۱۰۵۴ هجری قمری در هندوستان، ایالت بهار، پتنه) از سخنوران نام‌آور و بلندطبع فارسی و از بزرگترین سرایندگان دوره سبک هندی بود. این استاد توانای ترک‌تبار در اقسام شعر داد سخن داده که از آثار منظوم او میتوان اینها را برشمرد: غزلیات، قصائد، ترکیب‌بندها، ترجیع‌بندها،...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.